خوش باور

CCN & Anesthesy

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم خرداد 1390ساعت 16:57  توسط داود  | 

شامپو

از میان شامپو ها کدام یک برای ما مناسب تر است؟

کلمه شامپو از ریشه هندی «چامپو» آمده و به معنی «ماساژ سر» است. یک مرد بنگالی در سال 1814 همراه همسر ایرلندی خود، یک حمام شامپو را در انگلستان راه انداخت. حمام او شبیه حمام‌های ترکی بود که در آنجا افراد چامپو (ماساژدرمانی) می‌کردند. کار این فرد موردتوجه قرار گرفت در حدی که پادشاه به او مقام «جراح شامپو» را داد. در آن زمان برای تمیز کردن موها، از صابون استفاده می‌شد اما مشکل صابون این بود که خوب کف نمی‌کرد و به علاوه لایه‌ای از آن روی مو باقی می‌ماند و باعث تحریک پوست سر و کدر شدن مو می‌شد.

 

صابون‌ها و شامپوها، هر دو حاوی ماده پاک‌کننده (سورفاکتانت) هستند اما این ماده در صابون‌ها، با شدت بیشتری به چربی‌‌ها متصل می‌شود به حدی که اگر روی مو استفاده شود، چربی را با شدت زیاد برمی‌دارد. در حالی که در شامپوها از دسته متفاوتی از سورفاکتان‌ها استفاده می‌شود که از برداشت زیاد چربی از روی موها جلوگیری می‌کند.

 

به تدریج در دهه 1930 میلادی، شامپوهای مدرن ساخته شدند که با صابون‌ فرق داشتند. از آن سا‌ل‌ها تاکنون تغییرات زیادی در آنها به وجود آمده است. امروزه کارخانه‌های متعددی، شامپوهای متفاوت تولید می‌کنند که هر کدام ویژگی‌های خاص خود را دارند.

 

وقتی در فروشگاه یا داروخانه نگاهی به قسمت شامپوها می‌اندازیم، دچار سرگیجه می‌شویم. ده‌ها مدل شامپو با ده‌ها نام مختلف برای انواع موها؛ شامپو برای موهای صاف، فر، رنگ شده، چرب، خشک، آسیب‌دیده و… ولی واقعا این شامپوها چقدر با هم تفاوت دارند؟ از کجا بفهمیم کدام یک برای موهای ما مناسب‌تر است؟

 

 

4 ویژگی شامپوی سالم

 

شامپو از محصولات مراقبت از مو است که برای برداشتن غبار، چربی، ذرات پوست‌سر، آلودگی‌های محیطی و… از روی مو و پوست سر به کار می‌رود.

 

از آنجا که موهای افراد با هم تفاوت دارد، شامپوهای متفاوتی نیز ساخته می‌شود. برای انتخاب شامپوی مناسب، بهترین راه این است که انواع مختلف شامپو را امتحان کنیم تا بتوانیم بهترین نوع را برای موی خود انتخاب کنیم.

 

در این رابطه از متخصصان پوست و مو یا حتی از آرایشگر خود می‌توانیم کمک بگیریم اما اینکه دوستمان تعریف یک شامپو را کرده یا فلان مارک شامپو خیلی معروف یا گران است، نمی‌تواند دلیل خوبی برای انتخاب آن باشد. شامپوی خوب، شامپویی است که:

 

با آب راحت شسته شود و لابلای موها باقی نماند.

چشم و پوست سر را تحریک نکند.

برای پوست و مو ضرری نداشته و پاک‌کنندگی مناسبی داشته باشد.

بوی مطبوعی (در حد قابل‌قبول) داشته باشد.

7 وجه اشتراک شامپوها

 

شامپوها کار تمیز کردن موها را با ماده پاک‌کننده خود انجام می‌‌دهند. وظیفه این ماده، پاک کردن «سبوم» از روی مو است. سبوم، نوعی چربی است که از فولیکول‌های مو ترشح می‌شود و لایه محافظی را روی مو به‌وجود می‌آورد.

 

شامپوها با هم فرق دارند اما بسیاری از مواد موجود در آنها مشترک است:

 

یک ماده پاک‌کننده (دترژنت): معمول‌ترین نوع آن آمونیوم لوریل سولفات و سدیم لوریل سولفات(SLS) است.

بعضی مواد برای ایجاد خاصیت کف کردن

ماده حالت‌دهنده (نرم‌کننده): همه شامپوها حاوی مقادیر کمی نرم‌کننده برای نرم کردن موها هستند، حتی اگر روی قوطی‌شان نوشته نشده باشد.

مواد معطر، اسانس‌ها، رنگ‌ها و…

افزودنی‌های مجاز برای تنظیم غلظت شامپو، قدرت اسیدیته شامپو، صدفی بودن شامپو و…

عوامل نگهدارنده، برای اینکه شامپو به میکروب‌ آلوده نشود.

داروها: بعضی شامپوها برای درمان مشکلاتی مانند شپش سر، شوره و… طراحی شده‌اند و حاوی بعضی داروها هستند.

اگر موهایتان چرب است…

 

مواد پاک‌کننده موجود در شامپوها (سورفاکتانت) با هم متفاوت هستند. بعضی از آنها قدرت کف‌ بیشتری دارند و بعضی کمتر. به علاوه، بعضی بیشتر چربی‌زدا هستند.

 

در افراد یا موهای چرب، فعالیت غدد چربی‌ساز زیادتر است بنابراین به شامپویی نیاز دارند که قدرت چربی‌زدایی بیشتری داشته باشد. این افراد بهتر است هر روز یا یک روز در میان حمام کنند و هنگام شستن سر، بدون چنگ زدن، موها را آرام بشویند تا غدد چربی تحریک نشود.

 

آبکشی هم بهتر است با آب ولرم (نه داغ) انجام شود. به علاوه، توصیه می‌شود افراد با موهای چرب، از نرم‌کننده‌های جداگانه استفاده نکنند.

 

اگر موهایتان خشک است…

 

در پوست افرادی که موهای خشک دارند، فعالیت غدد چربی‌ساز کمتر است و چربی کمتری تولید می‌کنند.

 

درنتیجه نیازی به استفاده از مواد چربی‌زدای قوی ندارد. لازم است این افراد تعداد دفعات شستشوی سر را کاهش دهند و از نرم‌کننده‌ها (جداگانه بعد از شامپو) استفاده کنند.

 

اگر موهایتان آسیب دیده…

 

در اطراف هر تار مو، لایه‌ای به نام کوتیکول وجود دارد که در آن سلول‌های پهنی (مانند آجرهای روی شیروانی یا فلس‌های ماهی) منظم در کنار هم قرار گرفته‌اند.

 

اگر این سلول‌ها، با نظم کنار یکدیگر قرار نگیرند، موها حالت درخشان خود را از دست می‌‌دهند و کدر و شکننده می‌شوند. این اتفاق گاهی به دلیل استفاده مداوم از مواد شیمیایی (رنگ، مش و فر) می‌افتد. استفاده زیاد از وسایل گرمایی مانند اتوی مو و سشوار هم می‌تواند به این لایه آسیب برساند.

 

زمانی که این آسیب رخ می‌دهد، کراتین (پروتئین سازنده مو) از بین می‌رود. برخی افراد سعی می‌کنند با استفاده از شامپوهای حاوی کراتین (و سایر درمان‌های کراتین) این پروتئین‌ها را جایگزین کنند اما متاسفانه کار چندانی از شامپوها برنمی‌آید چون ساقه‌ موها، بافتی غیرزنده است و نمی‌توان آن را تغذیه کرد، به‌خصوص زمانی که علت آسیب‌ دیدن موها مواد رنگ و مش باشد.

 

برای کمک به موهای آسیب‌دیده، بهترین راه، کوتاه کردن مو است. شامپوهای مخصوص موهای آسیب‌دیده اغلب حاوی پروتئین‌ها و ویتامین‌های مختلف هستند و استفاده از آنها می‌تواند آثار مثبت روی موها داشته باشد اما این آثار موقت هستند.

 

برای موهای آسیب‌دیده، بهتر است از مواد حالت‌دهنده (نرم‌کننده) قوی‌تری استفاده کرد. نرم‌کننده‌ها با ایجاد یک لایه پوشش ظریف روی مو، باعث می‌شوند کوتیکول مو تا حدی صاف‌تر شود و تا حدی ناهمواری آن را رفع می‌کند، درنتیجه مو کمتر گره می‌خورد اما باز هم مشکل موهای آسیب‌دیده را به طور اساسی حل نمی‌کند.

 

اگر موهایتان شوره می‌زند…

 

علایم شوره، پوسته شدن و خارش پوست سر است، شوره سر چندان مساله جدی‌ای محسوب نمی‌‌شود و ضرری ندارد اما باعث ناراحتی افراد می‌شود. علل مختلفی برای آن ذکر شده‌اند:

 

خشکی پوست: سرمای زمستان و خانه‌های گرم می‌تواند از دلایل پوسته شدن پوست سر باشد.

برس نکشیدن کافی یا برس زدن غلط: شانه زدن کافی و مناسب، به ریختن پوسته‌های مرده کمک می‌کند.

پوست چرب و تحریک‌شده: این وضعیت با چربی و سرخی پوست سر همراه است و با پوسته‌های زرد و سفید دیده می‌شود. محل این نوع شوره بیشتر روی سر، کناره‌های بینی و پشت گوش است.

استفاده کم از شامپو: این کار باعث تجمع چربی و سلول‌های مرده پوست سر می‌شود.

مشکلات پوستی: پسوریازیس سردسته گروهی از بیماری‌های پوستی است که می‌توانند باعث ایجاد یا تشدید شوره سر شوند.

عوامل ارثی و هورمونی: علاوه بر عوامل ارثی و هورمونی، علل و عوامل دیگری نیز می‌توانند منجر به ایجاد یا تشدید شوره سر شوند؛ از جمله تغذیه غلط، خستگی و استرس، شستن زیاد سر، حساسیت به شامپو.

5 نوع شامپوی ضدشوره

 

برای رفع شوره، شامپوهای مختلفی وجود دارد که براساس داروی موجود در آن طبقه‌بندی می‌شوند:

 

شامپوی زینک پیریتیون: این شامپوها حاوی ماده ضدباکتری و ضدقارچ زینک پیریدیون هستند که می‌تواند قارچ‌های روی پوست سر را که عامل شوره هستند، کم کند.

شامپوهای حاوی قطران زغال‌سنگ: قطران یک محصول جانبی از صنایع زغال‌سنگی است که به رفع شوره کمک می‌کند. این کار با کند کردن مرگ سلول‌های پوست سر انجام می‌شود.

شامپوهای حاوی اسیدسالیسیلیک: این شامپوها به حذف پوسته‌ها کمک می‌کنند اما باعث خشکی پوست سر می‌شوند، درنتیجه گاهی تولید پوسته افزایش می‌یابد. مصرف نرم‌کننده بعد از استفاده از آنها، تا حدی این خشکی را کم می‌کند.

شامپوهای سلنیوم سولفاید: این شامپوها روند مرگ سلول‌های پوست را کند می‌کنند و باعث می‌شوند رنگ موهای بلوند، خاکستری یا رنگ‌شده، تغییر کند.

شامپوهای حاوی کتوکونازول: کتوکونازول یک ماده ضدقارچ است که وقتی سایر شامپوها موثر نباشند، شاید اثر کند.

8 نکته درباره شیوه استفاده از شامپو

 

آبکشی اولیه با آب ولرم برای زدودن گردوغبار از روی مو

شامپو زدن به موها همراه با ماساژ کف سر (البته نباید پوست سر را با ناخن خراشید)

آبکشی نهایی برای از بین بردن بقایای شامپو (بهتر است با آب ولرم باشد نه آب داغ)

موهای خیس را زیاد شانه نزنید چون باعث شکسته شدن آنها می‌شود.

میزان مصرف شامپو به بلندی موها و میزان آلودگی آنها بستگی دارد. کف شامپو باید همه سطح مو را بپوشاند.

به تعویض هر چند وقت یکبار شامپو نیاز نیست! اگر شامپو مشکلی برایتان ایجاد نمی‌کند و باعث تجمع آلودگی روی پوست و مو نمی‌شود، لازم نیست عوض شود.

یکبار شستشو برای آقایان و افراد با موهای کوتاه، کافی است اما خانم‌های با موی بلند شاید به 2 بار شستشو نیاز داشته باشند.

اگر قرار است از نرم‌کننده استفاده شود، بهتر است آن را مجزا، بعد از شامپو کردن، روی موها بزنید و بعد از چند دقیقه آبکشی کنید، مگر اینکه موهایتان چرب باشد که در‌این‌صورت بهتر است از شامپوهای حاوی نرم‌کننده(2 در 1) استفاده کنید.

ویژگی شامپوی نوزادان

 

این شامپوها مواد تحریک‌کننده کمتری دارند و چشم نوزادان را اذیت نمی‌کنند یعنی pH (اسیدیته) شامپو طوری تنظیم شده که چشم را نمی‌سوزاند. به‌علاوه، در آنها از مواد پاک‌کننده ضعیف‌تری استفاده می‌شود به همین دلیل علاوه بر نوزادان، در مواقع خاص که موها یا پوست سر حساس هستند، بزرگسالان نیز می‌توانند از آنها استفاده کنند.

 

4 نکته درباره شامپوی ضدشوره

 

از شامپوهای ضدشوره باید به‌طور روزانه یا یک روز در میان استفاده شود. بعد از کنترل شوره سر نیز مصرف آنها به هفته‌ای 2 بار می‌رسد.

بهتر است شامپو را خوب کف سر ماساژ دهید. سپس 10-5 دقیقه صبر کنید تا اثرگذاری آن کامل شود و بعد آبکشی کنید.

اگر چند هفته بعد از مصرف این شامپوها باز هم شوره روی سر خود مشاهده می‌کنید، با پزشک متخصص پوست مشورت کنید. شاید به شامپوهای ضدشوره قوی‌تر نسخه‌ای یا درمان با لوسیون‌های دارویی نیاز داشته باشید.

اگر حس کردید این شامپو بعد از مدتی شوره سر را به خوبی رفع نمی‌کند، لازم است شامپوی خود را عوض کنید.

http://rastineh.ir/%D8%A7%D8%B2-%D9%85%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D8%A7%D9%85%D9%BE%D9%88-%D9%87%D8%A7-%DA%A9%D8%AF%D8%A7%D9%85-%DB%8C%DA%A9-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%A7-%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%A8-%D8%AA/

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم آذر 1393ساعت 12:21  توسط داود  | 

 

 یاد آن روزی که تختی و حیاطی داشتیم
 
 
 
 


 
 
 
یاد آن روزی که تختی و حیاطی داشتیم
 
قُل قُل قوری و قلیان و بساطی داشتیم
عطر آویشن، ردیف استکان های بلور
زندگی شیرین تر از چای نباتی داشتیم
مادری فیروزه تر از آسمان مخملی

سایه ی مهر پدر، ظهر صلاتی داشتیم
خانه ای گرچه کلنگی خالی از اندوه و غم
باخبر از حال هم شور و نشاطی داشتیم
نم نم چنگ و رباب و گلنراقی و قمر

هر شب جمعه که میشد سور و ساتی داشتیم
نرده های غرق پیچک، پله پله اطلسی
گام پاورچین و غرق احتیاطی داشتیم
شرشر فواره روی رقص ماهی های حوض

شور و شوق و خاطر پُر انبساطی داشتیم
ساده مثل آفتاب آمده از پشت کوه
بی خجالت لهجه ی اهل دهاتی داشتیم
حافظ از شاخه نباتش، سعدی از سیمین تنش

فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتی داشتیم
کارگردان! آنهمه عشق و صفا یادش بخیر
آخر ِ آن روزها ای کاش کاتی داشتیم

عکس ما را قاب کن هرچند با گرد و غبار
تا که خوشبختی بداند خاطراتی داشتیم
شهراد میدری

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم آذر 1393ساعت 0:8  توسط داود  | 

اوغلانلار ایچینده بارک الله بیزیم اوغلان

 

بیر دسته قزل گول دی ماشا الله بیزیم اوغلان

 

هچ صنعته علم و ادبه رغبتی یوخدور

 

بیر درّ گرانمایه دی هیچ قیمتی یوخدور

 

پاکیزه بیر اوغلان دی فقط غیرتی یوخدور

 

جرئتده پشیک حیله ده روباه بیزیم اوغلان

 

اوغلانلار ایچینده بارک الله بیزیم اوغلان

 

مکتب ندی مذهب ندی مسلک ندی قانماز

 

وورّام دوگه رم هچ سوزیمه ذرّه جه قالماز

 

بیر گون اوتوزار بیر گون اوتار هچ ایشیم اولماز

 

بیر اوددی دوشوب جانیمه واه واه بیزیم اوغلان

 

اوغلانلار ایچینده بارک الله بیزیم اوغلان 

 

هر دم گوره سن که یوزیمه بیر قاضیلاندی

 

باش ویرمرم الدن سالارام تازه جواندی

 

بئینی دولی قاندی هله جاهلدی ناداندی

 

میخانیه ده تازه تاپوپ راه بیزیم اوغلان

 

وردوقجا نصیحت گوره سن آغزنی اگدی

 

بیر سوز دیرم تز گوره سن قلبینه دگدی

 

بیر پارچا تکبّر، دیسن بس قوری بگدی

 

افلاک کمالاته اولان ماه بیزیم اوغلان

 

هر دم دیرم آی بالا بسدور داخی ال چک

 

گل منله گیداخ مسجده یا مکتبه گوچک

 

اوچ یاندان آتاللار یوزیمه بوللی توپورجک

 

گاهی آناسی گاه باجیسی گاه بیزیم اوغلان

 

هر بیر زادی تکمیلدی اما پولی یوخدور

 

بیر دایچادی افسوس بلینده چولی یوخدور

 

بو مرثیه مجلیسلرینه هیچ یولی یوخدور

 

چوخ قورخورام آخر اولا گمراه بیزیم اوغلان

 

ایمدی نه ادب وقتیدی بو تازه جوانین

 

بولمور هله کیفیّتنی یاخشی یامانین

 

نیلوم بابا وضعی بله دور ایمدی زمانین

 

اوغلانلارا نسبت گنه والله بیزیم اوغلان

 

گر گلسه بو بایرام دوزه لر یرمیه یاشی

 

منله دولانوب ایمدیه تک امر و معاشی

 

بیر جوت دو قلاسه بوغی بیر بوکسری باشی

 

باخ گور نجه اوغلاندی سن الله بیزیم اوغلان

 

باش قوشمارام اصلا ایله گلدی بله گیتدی

 

تای توشلارینان دوردی قوشولدی چوله گیتدی

 

میخانیه گیتدی مثلا دندله گیتدی

 

عیبین دوشونر ایستسه الله بیزیم اوغلان

 

یومیّه بونون جیره سیدور بش قوطی سیگار

 

هاردا قازانور هاردا چکور ایلمز اظهار

 

هاردا اوتورور هاردا دورور آخ نه ایشیم وار

 

اما دادانوب تریاکا گاه گاه بیزیم اوغلان

 

اوّلدن ایله خوشلامادی درس کتابی

 

بیلدی بو یالان علملرین یوخدی ثوابی

 

ایمدی تاری حفظ ایلیه جیب گیردی حسابی

 

هر حیله ده هر فنّده آگاه بیزیم اوغلان

 

آنجاق نگران قالما کریمی کفی سازدی

 

بیر بیله که تعریف ایلدیم بیل گنه آزدی

 

بیر خوش دانشان مرت ایلین مسخره بازدی

 

قاه قاه گنه قاه قاه گنه قاه قاه بیزیم اوغلان!

 

بیر دسته قزل گلدی ماشا الله بیزیم اوغلان

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم آذر 1393ساعت 11:50  توسط داود  | 

اوغلانلار ایچینده بارک الله بیزیم اوغلان

 

بیر دسته قزل گول دی ماشا الله بیزیم اوغلان

 

هچ صنعته علم و ادبه رغبتی یوخدور

 

بیر درّ گرانمایه دی هیچ قیمتی یوخدور

 

پاکیزه بیر اوغلان دی فقط غیرتی یوخدور

 

جرئتده پشیک حیله ده روباه بیزیم اوغلان

 

اوغلانلار ایچینده بارک الله بیزیم اوغلان

 

مکتب ندی مذهب ندی مسلک ندی قانماز

 

وورّام دوگه رم هچ سوزیمه ذرّه جه قالماز

 

بیر گون اوتوزار بیر گون اوتار هچ ایشیم اولماز

 

بیر اوددی دوشوب جانیمه واه واه بیزیم اوغلان

 

اوغلانلار ایچینده بارک الله بیزیم اوغلان 

 

هر دم گوره سن که یوزیمه بیر قاضیلاندی

 

باش ویرمرم الدن سالارام تازه جواندی

 

بئینی دولی قاندی هله جاهلدی ناداندی

 

میخانیه ده تازه تاپوپ راه بیزیم اوغلان

 

وردوقجا نصیحت گوره سن آغزنی اگدی

 

بیر سوز دیرم تز گوره سن قلبینه دگدی

 

بیر پارچا تکبّر، دیسن بس قوری بگدی

 

افلاک کمالاته اولان ماه بیزیم اوغلان

 

هر دم دیرم آی بالا بسدور داخی ال چک

 

گل منله گیداخ مسجده یا مکتبه گوچک

 

اوچ یاندان آتاللار یوزیمه بوللی توپورجک

 

گاهی آناسی گاه باجیسی گاه بیزیم اوغلان

 

هر بیر زادی تکمیلدی اما پولی یوخدور

 

بیر دایچادی افسوس بلینده چولی یوخدور

 

بو مرثیه مجلیسلرینه هیچ یولی یوخدور

 

چوخ قورخورام آخر اولا گمراه بیزیم اوغلان

 

ایمدی نه ادب وقتیدی بو تازه جوانین

 

بولمور هله کیفیّتنی یاخشی یامانین

 

نیلوم بابا وضعی بله دور ایمدی زمانین

 

اوغلانلارا نسبت گنه والله بیزیم اوغلان

 

گر گلسه بو بایرام دوزه لر یرمیه یاشی

 

منله دولانوب ایمدیه تک امر و معاشی

 

بیر جوت دو قلاسه بوغی بیر بوکسری باشی

 

باخ گور نجه اوغلاندی سن الله بیزیم اوغلان

 

باش قوشمارام اصلا ایله گلدی بله گیتدی

 

تای توشلارینان دوردی قوشولدی چوله گیتدی

 

میخانیه گیتدی مثلا دندله گیتدی

 

عیبین دوشونر ایستسه الله بیزیم اوغلان

 

یومیّه بونون جیره سیدور بش قوطی سیگار

 

هاردا قازانور هاردا چکور ایلمز اظهار

 

هاردا اوتورور هاردا دورور آخ نه ایشیم وار

 

اما دادانوب تریاکا گاه گاه بیزیم اوغلان

 

اوّلدن ایله خوشلامادی درس کتابی

 

بیلدی بو یالان علملرین یوخدی ثوابی

 

ایمدی تاری حفظ ایلیه جیب گیردی حسابی

 

هر حیله ده هر فنّده آگاه بیزیم اوغلان

 

آنجاق نگران قالما کریمی کفی سازدی

 

بیر بیله که تعریف ایلدیم بیل گنه آزدی

 

بیر خوش دانشان مرت ایلین مسخره بازدی

 

قاه قاه گنه قاه قاه گنه قاه قاه بیزیم اوغلان!

 

بیر دسته قزل گلدی ماشا الله بیزیم اوغلان

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم آذر 1393ساعت 11:49  توسط داود  | 

پوشاک کوهنوردی

پوشاک کوهنوردی ‎پوشاک کوهنوردی پوشاک کوهنوردی از لحاظ نوع پوشش به 3 دسته تقسیم بندی می شود: 1. لایه زیرین: پوششی که بصورت مستقیم با پوست بدن در تماس است و بهتر است جنس آن ترکیبی از نخ و پلی استر باشد. این پوشش باید کاملا بهداشتی و تمیز باشد: استرچ. 2. لایه میانی: پوششی است که دمای بدن را در حد مطلوب حفظ می کند و باید دارای تنفس مطلوبی باشد: پلار. 3. پوششی است که به عنوان عایق به کار رفته و پوششهای قبلی را در مقابل عوامل جوی مانند سرما و باران و رطوبت و باد و ... حفظ می کند: گورتکس. پوشاک پَر که در کمپهای زمستانی و صعود به ارتفاعات 6000+ استفاده می شود نیز از این دسته است. پوشاک کوهستان باید سبک و مقاوم بوده و در نتیجه دریافت رطوبت، سریع خشک شود. رنگ آن با محیط پیرامون اختلاف داشته و مستتر نباشد. اندازه آن نیز باید نه جذب بدن و نه بسیار گشاد باشد. طوری که مزاحم حرکت اندامهای کوهنورد نباشد. دو نکته مهم: 1. در برنامه های کوهپیمایی و کوهنوردی از زیرپوش معمولی نخی استفاده نکنید. این زیر پوشها برای کویر نوردی مناسبند که عرق بدن را جذب کرده و در مواقع وزش باد ملایم باعث خنکی بیشتر می شوند. 2. حتما در هنگام پوشیدن پوشاک، اصل لایه لایه پوشیدن را رعایت کنید. در زمستان سه لایه پوشش مذکور بیشتر از یک لایه لباس ضخیم شما را از سرما حفظ خواهد کرد. چرا که هوای ماندگار در بین لایه ها، بهترین عایق گرماست. برگرفته از آموزشهای دور اول کلاس کارآموزی کوهپیمایی.‎ گروه کوهنوردی و اسکی سلطان ساوالان تبریز پوشاک کوهنوردی پوشاک کوهنوردی از لحاظ نوع پوشش به 3 دسته تقسیم بندی می شود: 1. لایه زیرین: پوششی که بصورت مستقیم با پوست بدن در تماس است و بهتر است جنس آن ترکیبی از نخ و پلی استر باشد. این پوشش باید کاملا بهداشتی و تمیز باشد: استرچ. 2. لایه میانی: پوششی است که دمای بدن را در حد مطلوب حفظ می کند و باید دارای تنفس مطلوبی باشد: پلار. 3. پوششی است که به عنوان عایق به کار رفته و پوششهای قبلی را در مقابل عوامل جوی مانند سرما و باران و رطوبت و باد و ... حفظ می کند: گورتکس. پوشاک پَر که در کمپهای زمستانی و صعود به ارتفاعات 6000+ استفاده می شود نیز از این دسته است. پوشاک کوهستان باید سبک و مقاوم بوده و در نتیجه دریافت رطوبت، سریع خشک شود. رنگ آن با محیط پیرامون اختلاف داشته و مستتر نباشد. اندازه آن نیز باید نه جذب بدن و نه بسیار گشاد باشد. طوری که مزاحم حرکت اندامهای کوهنورد نباشد. دو نکته مهم: 1. در برنامه های کوهپیمایی و کوهنوردی از زیرپوش معمولی نخی استفاده نکنید. این زیر پوشها برای کویر نوردی مناسبند که عرق بدن را جذب کرده و در مواقع وزش باد ملایم باعث خنکی بیشتر می شوند. 2. حتما در هنگام پوشیدن پوشاک، اصل لایه لایه پوشیدن را رعایت کنید. در زمستان سه لایه پوشش مذکور بیشتر از یک لایه لباس ضخیم شما را از سرما حفظ خواهد کرد. چرا که هوای ماندگار در بین لایه ها، بهترین عایق گرماست. برگرفته از آموزشهای دور اول کلاس کارآموزی کوهپیمایی.

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم آبان 1393ساعت 0:9  توسط داود  | 

تهویه مکانیکی و تفسیر گازهای خون شریانی



    • مد تهویه کنترله یا اجباری یا CMV (Controlled Mechanical Ventilation)

      در این مد ونتیلاتور هوای دمی را با حجم جاری و تعداد از پیش تعیین شده، صرفنظر از کوششهای تنفسی بیمار به ریه های بیمار تحویل می دهد و در صورت کوشش تنفسی بیمار، وی قادر به تحریک ونتیلاتور برای تحویل یک تنفس مکانیکی نخواهد بود و کوشش تنفسی بیمار توسط دستگاه بلوکه شده و موجب جنگیدن (Fighting) بیمار با دستگاه خواهد شد.
      عیب این مد آن است اگر بیمار بیدار بوده و تلاش تنفسی داشته باشد بدلیل بلوک دستگاه، گرسنگی هوا و افزایش کار تنفسی رخ می دهد.


      مد تهویه کمکی یا AMV(Assisted-Mechanical Ventilation)
      در این مد ونتیلاتور حجم از پیش تعیین شده ای را تنها با تحریک توسط کوششهای دمی بیمار، در اختیار ریه ها قرار می دهد. به این معنی که فشار منفی ایجاد شده در ونتیلاتور ناشی از دم ارادی بیمار، دستگاه را تحریک کرده و ونتیلاتور حجم از پیش تنظیم شده را تحت فشار مثبت همزمان با دم بیمار به داخل ریه ها می دمد. پس در این مد حجم جاری بر روی دستگاه قابل تنظیم است ولی تعداد تنفس در دقیقه برابر با تعداد تنفس ایجاد شده توسط بیمار می باشد که یا به تمامی آنها توسط ونتیلاتور کمک حجمی می شود و یا با تنظیم کلید حساسیت (Sensitivity or Trigger) تنها به دمهای ارادی با فشار منفی مشخص کمک می شود. در این مد بیمار تعیین کننده تعداد تنفس در دقیقه است پس اگر بیماری تنفس تند و سطحی داشته باشد دستگاه به تمامی این تنفس ها با حجم از پیش تعیین شده کمک می کند بنابراین بیمار هیپرونتیلاسیون توسط دستگاه می شود که باید مد به SIMV تغییر یابد یا با داروهای فلج کننده عضلانی –عصبی و قرار دادن دستگاه روی مد کنتروله به بیمار کمک شود. حساسیت دستگاه بین 0.5- سانتی متر آب (بیشترین حساسیت) تا 10- سانتی متر آب(کمترین حساسیت) قابل تنظیم است.
      عیب این مد آن است که اگر تنفس ارادی بیمار متوقف شود (آپنه) به علت عدم ارائه تنفس اجباری توسط ونتیلاتور، تهویه بیمار بطور کامل قطع می شود.
    • مد تهویه کنتروله کمکی ACV (Assist-Controlled Ventilation)
      در این مد ونتیلاتور به نحوی حساس(Sense) می گردد که در زمان وجود کوشش تنفسی توسط بیمار، مانند مد کمکی عمل کرده و با هر کوشش تنفسی بیمار (با فشار منفی مشخص)، حجم هوای از پیش تعیین شده ای را به ریه ها تحویل دهد و زمانی که بیمار کوشش تنفسی نداشته باشد مانند مد تنفسی کنترله عمل کرده و یک طرح تنفسی حداقل بصورت حجم از پیش تعیین شده ای را در فواصل از پیش تعیین شده به ریه ها تحویل دهد.
      عیب این مد آن است که اگر بیمار کوشش تنفسی زیاد داشته باشد، تعداد تنفسهای کمکی تحویلی توسط دستگاه زیاد شده و بیمار هیپرونتیله می شود.
    • مد تهویه متناوب اجباری IMV (Intermittent Mandatory Ventilation)
      در این مد ترکیبی از تهویه کنتروله و تهویه ارادی است بطوریکه بیمار دم و بازدم ارادی خود را انجام می دهد و دستگاه بدون توجه به تنفس بیمار، ریه ها را با حجم و تعداد از پیش تنظیم شده تهویه می نماید یعنی بیمار در بین تنفسهای اجباری تحویلی ونتیلاتور قادر به انجام تنفس های ارادی با حجم و تعداد دلخواه می باشد ولی این تنفسها دیگر توسط دستگاه حمایت نمی شود. لذا حجم تنفس ارادی در این مد متغیر است و با کاهش تنفسهای اجباری دستگاه، بیمار فرصت می یابد تا با کوشش تنفسی و با بهره گیری از عضلات تنفسی سهم بیشتری از تهویه را به خود اختصاص دهد. بهره گیری مد IMV همراه با CPAP به جدا سازی موفقیت آمیز بیمار از ونتیلاتور می انجامد.
      در این مد به دلیل فشار راه هوایی کمتر، فشار داخل توراکس کمتر و بازگشت وریدی بهتر انجام می گردد و افت برون ده قلب کاهش می یابد. 
      عیب این مد تداخل تنفسی بین تنفسهای اجباری دستگاه با تنفس ارادی بیمار است که منجر به عدم تطابق بیمار با دستگاه شده و منتهی به تهویه ناکافی و افزایش بیش از حد فشار راه هوایی و در نهایت احتمال باروتروما می شود.
    • مد تهویه اجباری متناوب هماهنگ شده SIMV (ُSynchronized Intermittent Mandatory Ventilation)
      این مد ترکیبی از تهویه ارادی و تهویه کمکی است. ونتیلاتور در فواصل از پیش تعیین شده به کوشش تنفسی بیمار حساس (Sensitized) شده و به این کوشش بصورت تحویل یک تنفس کمکی مکانیکی پاسخ می دهد. در فواصل این سیکلهای کمکی بیمار بطور ارادی با تعداد و حجم انتخابی خود، تنفس می کند و ونتیلاتور کمکی به این تنفسهای ارادی نمی کند. مثلاً اگر تعداد SIMV 6 بار در دقیقه تنظیم شود ونتیلاتور به بیمار اجازه می دهد که بطور ارادی تنفس نموده و هر 10 ثانیه منتظر اولین کوشش دمی بیمار می ماند، زمانی که کوشش تنفسی توسط بیمار صورت گرفت، همزمان ونتیلاتور نیز یک تنفس کمکی (اجباری) با حجم از پیش تنظیم شده تحت فشار مثبت همزمان با شروع دم به ریه ها تحویل می دهد. به عبارت دیگر دستگاه در هر مقطع 10 ثانیه ای به اولین دم بیمار پاسخ حجمی می دهد سپس تا 10ثانیه غیر فعال باقی می ماند و این سیکل های اجباری منطبق با دم تکرار می گردد.
    • مد تهویه ارادی (Spontaneous Ventilation) 
      در این مد ونتیلاتور هیچگونه تنفس اجباری یا کمکی به ریه های بیمار تحویل نمی دهد و بیمار تعیین کننده کل کار تنفسی بوده، حجم تنفسی و تعداد تنفس در دقیقه بستگی به کوشش تنفسی و توانایی عضلات تنفسی بیمار دارد. در این مد تنفس ارادی بیمار با درصد اکسیژن تنظیمی( Fio2 ) بر روی دستگاه صورت می گیرد و میزان حجم جاری دمی و بازدمی، تعداد تنفس، فشار راههای هوایی، درصد اکسیژن تجویزی و مقاومت و کمپلیانس راههای بیمار مانیتورینگ می گردد. در این مد CPAP و حمایت فشاری تهویه (PSV) می تواند مورد استفاده قرار گیرد.
      مد تهویه با حمایت فشاری PSV (Pressure Support Ventilation)
      این مد در برخی ونتیلاتورهای میکروپروسسوری تعبیه شده است. در مدهایی که در آنها امکان تنفس ارادی وجود دارد (Spontaneous, SIMV, IMV) می توان از مد تهویه با حمایت فشاری جهت تقویت کوشش تنفسی ارادی بیمار استفاده نمود. شروع دم توسط بیمار محرک اصلی شروع کار ونتیلاتور در این مد است. در این مد به دم ارادی بیمار کمک می شود. کاهش حجم جاری و افزایش تعداد تنفس ناشی از بکارگیری سایر مدها، در مد تهویه با حمایت فشاری قابل اصلاح و جبران است. از این مد جهت جداسازی موفقیت آمیز بیمار از ونتیلاتور کمک گرفته می شود. این مد فقط در بیمارانی که تنفس قابل قبول و معتبری دارند مورد استفاده قرار می گیرد چرا که تمام تنفس ها توسط بیمار انجام می شود.
      یکی از مزایای استفاده از SIMV همراه با P.S آنست که در صورت آپنه، بیمار تعداد مشخصی از تنفس را با حجم از پیش تنظیم شده دریافت خواهد کرد.
      P.S بدو صورت High Level و Low Level می تواند تحویل بیمار شود. زمانی که P.S همراه با PEEP استفاده می شود، فشار دمی حداکثر(PIP) معادل با سطح P.S به علاوه مقدار PEEP خواهد بود.
      عیب اصلی P.S آن است که حجم جاری متغیر بوده و بنابراین تضمینی برای تهویه کافی آلوئلی وجود ندارد. در صورت کاهش کمپلیانس یا افزایش مقاومت به علت فاکتورهای مربوط به دستگاه یا بیمار، حجم جاری کاهش می یابد. مثلاً در بیمار دچار برونکواسپاسم یا بیمار دارای ترشحات زیاد در راه هوایی بایستی P.S با دقت مورد استفاده قرار گیرد.
    • مد تهویه با حمایت فشاری غیر تهاجمی NIPSV (Noninvasive Pressure Support Ventilation) 
      این مد شبیه تهویه با حمایت فشاری دمی (P.S) است اما در اینجا نیازی به راه هوایی مصنوعی وجود ندارد. حجم جاری، سرعت جریان و زمان دم بر حسب کوشش تنفسی بیمار، مقدار فشار تنظیم شده و تغییر در کمپلیانس و مقاومت متغیر می باشد. نامهای دیگر این مد NIPPV و BLPAP است. تهویه با این مد از طریق ماسک کاملاً فیکس شده با بینی صورت می گیرد.
      مد تهویه با کنترل فشار PCV ) Pressure Control VENTILATION ) 
      در این مد تعداد مشخصی تنفس در دقیقه که توسط میزان فشار دمی از پیش تنظیم شده تقویت می گردد به ریه های بیمار تحویل داده می شود. ونتیلاتور در طی دم، جریان هوا را تا رسیدن به فشار از پیش تعیین شده وارد ریه ها می کند. طول مدت دم، میزان فشار دمی و تعداد تنفس توسط اپراتور تنظیم می شود. در شروع مدت زمان دم بیش از زمان بازدم تنظیم می شود که از نظر فیزیولوژیکی طبیعی نمی باشد لیکن در برخی شرایط طولانی تر بودن مدت دم موجب بهبود اکسیژناسیون می شود. نام دیگر آن تنفس بانسبت معکوس همراه با کنترل فشار (PCIRV) است. در این حالت بیمار قادر به انجام بازدم کامل نیست و این موجب احتباس هوا در ریه و ایجاد PEEP داخلی یا خودکار می شودکه می تواند موجب اصلاح تبادلات گازی و بهبود اکسیژناسیون شود. این مد به عنوان درمان انتخابی در بیماران ARDS مفید می باشد.
    • مانورهای فشاری بر روی ونتیلاتور
      1.فشار مثبت انتهای بازدم PEEP (Positive and Expiratory Pressure)
      بازدم در حالت طبیعی پاسیو بوده و فشار راههای هوایی در انتهای بازدم به حد صفر تنزل خواهد یافت. اعمال فشار مثبت بر روی راههای هوایی در انتهای بازدم PEEP نامیده می شود که از تخلیه کامل هوای بازدمی جلوگیری می کند و موجب افزایش حجم ریوی در انتهای بازدم و در نتیجه افزایش ظرفیت باقیمانده عملی (FRC) و کمپلیانس ریه می شود. این وضعیت موجب اصلاح اکسیژناسیون از طریق افزایش تبادلات گازی در سطح حبابچه ریوی در زمان بازدم شده و به آلوئل های دچار آتلکتازی نیروی تازه می بخشد که می توان در بیماران دارای تنفس ارادی و همچنین تحت تهویه مصنوعی اعمال کرد.معمولاً PEEP بین 3 تا 10 سانتی متر آب تجویز می شود و عمدتاً زمانی بکار می رود که میزان PO2 شریانی علیرغم تجویز اکسیژن، همچنان پایین تر از 60 میلی متر جیوه باشد (به عبارتی وقتی که هیپوکسی به بالا بردن FiO2 پاسخ ندهد). بنابراین با بکارگیری PEEP می توان درصد اکسیژن هوای استنشاقی (FIO2) را کاهش داد و خطر مسمومیت با اکسیژن و عوارض سوء ناشی از غلظتهای بالای اکسیژن بر روی سیستم تنفس و سایر سیستمهای بدن را تقلیل داد. PEEP در بیماران ARDS و ادم ریه کاربرد زیادی دارد اما به تنهایی بکار نمی رود زیرا PEEP تنها موجب حمایت از اکسیژن تا اصلاح علت زمینه ساز می شود. بکارگیری PEEP در مقادیر بالا باعث کاهش برون ده قلبی می گردد. موارد منع استفاده PEEP در بیماریهای یکطرفه ریوی است بطوریکه باعث اتساع بیش از حد آلوئل شده که این امر در بیماران COPD احتمال باروترومای ریه را بدنبال دارد. سایر اثرات PEEP همچون پنوموتوراکس، فیستول برونکوپلورال، هیپوولمی، شنت داخل قلبی و افزایش فشار داخل جمجمه را باید متذکر شد. 
      2. فشار مثبت مداوم بر روی راههای هوایی CPAP (Contineous positive airway pressure) 
      CPAP آلوئلها را در طول دم باز نگه داشته و از کلاپس آلوئلی در ضمن بازدم پیشگیری می کند. از CPAP بطور اختصاصی بعنوان یکی از روشهای جداسازی از دستگاه استفاده می شود. هنگام استفاده از CPAP به تنهایی ونتیلاتور هیچگونه تنفسی به بیمار نمی دهد بلکه فقط اکسیژن را طبق فشار از پیش تعیین شده به ریه ها تحویل و توسط یک سیستم آلارم و مانیتورینگ، پارامترهای تنفسی وی را کنترل می نماید. سطح معمول CPAP 5 تا 15 سانتی متر آب است. فرق بین CPAP و PEEP در اینست که CPAP در کل سیکل تنفسی یک فشار مثبت بر روی راههای هوایی بیمارانی که خود تنفس ارادی دارند، اعمال می کند. در حالیکه PEEP فشار مثبت اعمال شده در انتهای بازدم در مدهایی است که بطور نسبی یا کامل بیمار را تحت تهویه مصنوعی قرار می دهند (مثل CMV). CPAP را می توان همراه با ماشین تهویه مصنوعی در مد تهویه ارادی (spontaneous) و نیز در صورت عدم وجود راه هوایی مصنوعی به وسیله ماسک مخصوص کاملاً فیکس شده بر روی دهان و بینی اعمال کرد.
  • تنظیمات ونتیلاتور:
    تنظیم حجم جاری ( Tidal Volume) 
    جهت تنظیم حجم جاری که توسط ونتیلاتور به ریه ها تحویل می گردد از فرمول ml/kg 15 تا 10 = VT برای بالغین و به مقدار ml/kg 10 تا 6 برای شیرخواران استفاده می شود. حجم بالای 15 میلی لیتر به ازای هر کیلوگرم به دلیل احتمال باروتروما و سایر عوارض جانبی توصیه نمی شود و در صورت نیاز از دم عمیق Sigh در بین تهویه معمولی استفاده می گردد. در بیماران COPD از حجم های جاری پایین(ml/kg 10) استفاده می گردد.


    تنظیم درصد اکسیژن دمی FiO2 
    بر روی ونتیلاتور FiO2 بین 21 تا 100 درصد قابل تنظیم است. اساس تنظیم بر پایه Pao2 حاصل از ABG است، به نحوی که Pao2 در سطح قابل قبول قرار گیرد (90% 
    تنظیم دم عمیق (Sigh)
    دم عمیق بطور طبیعی در افراد حدود 10 بار در ساعت انجام می گیرد و هدف از دم عمیق در ونتیلاتور جلوگیری از انسداد راه هوایی کوچک است که ممکن در صورت ارائه حجم جاری یکنواخت بروز نماید. معمولاً دم عمیق 6 تا 10 بار در ساعت و هر بار 2 تا 3 دم عمیق پی در پی با حجمی معادل 5/1 تا 2 برابر حجم جاری توسط دستگاه داده می شود. در صورتی که حجم جاری بیش از 15 میلی متر به ازای هر کیلو گرم وزن بدن بکار رود یا از PEEP استفاده شود نباید دم عمیق مورد استفاده قرار گیرد زیرا احتمال افزایش شدید فشار حداکثر راه هوایی و بروز باروترومای ریه وجود خواهد داشت.
    تنظیم حساسیت Sensitivity یا Trigger 
    در تنفس های اجباری نیاز به ارائه جریان دمی تنها بر اساس فاصله زمانی تنظیم شده بر روی دستگاه است. اما در صورت از سر گیری تنفس بیمار، زمانی ونتیلاتور شروع به ارائه جریان می کند که یک افت فشار در مدار دستگاه احساس شود بنابراین تنظیم حساسیت نمایانگر مقدار افت فشار در زیر خط پایه (انتهای بازدم) است که بیمار بایستس در مدار ونتیلاتور ایجاد کند (Triggering effort) تا موجب تحریک دستگاه جهت ارائه حجم جاری تنظیمی بر روی آن شود. با تنظیم صحیح کلید حساسیت می توانپاسخ تهویه ای دستگاه را با کوشش تنفسی بیمار هماهنگ نمود. در مد کنتروله کلید حساسیت Off می باشد زیرا دستگاه پاسخی به کوشش تنفسی بیمار نمی دهد در حالیکه در مد کنترله کمکی ACV و SIMV با تنظیم حساسیت، دستگاه به کوشش تنفسی بیمار توسط یک تنفس کمکی در مد ACV، و یایک تنفس اجباری هماهنگ با دم در م SIMV پاسخ می دهد. کلید حساسیت معمولاً از 5/0- تا 10- سانتی متر آب قابل تنظیم است. انتخاب میزان حساسیت بستگی به مد تنفسی و میزان کوشش تنفسی بیمار دارد بطوریکه هر چه کوشش تنفسی بیشتر باشد فشار منفی بیشتری در مدار ونتیلاتور ایجاد شده دستگاه با حساسیت کمتر به کوشش تنفسی بیمار پاسخ خواهد داد. 5/0- سانتی متر آب بیشترین سطح حساسیت دستگاه است یعنی با کمترین کوشش تنفسی ( در حد ایجاد 5/0- سانتی متر آب فشار منفی در مدار) ونتیلاتور آنرا حس کرده و به آن پاسخی بصورت ارائه حجم می دهد.

    پارامترهای اصلی جهت تفسیر گازهای خون شریانی

    علاوه بر PaO2 و O2 Sat ، سایر مقادیر لازم برای تفسیر اختلالات اسید و باز شامل PH، PaCO2، HCO3، Base Excess (BE)، Total CO2 Conent ، BD و Anion Gap است.
    PH 
    PH طبیعی خون بین 7.35 تا 7.45 است. PH بالاتر از 7.45 آلکالمی و PH زیر 7.35 اسیدمی گفته میشود. بطور متوسط میزان آن 7.40 در نظر گرفته می شود.
    PaCO2 
    نمایانگر میزان دی اکسید کربن موجود در خون شریانی است. میزان طبیعی آن 35-45 میلی متر جیوه است. افزایش بیش از 45 mmHg اسیدوز تنفسی و کاهش آن از 35mmHg آلکالوز تنفسی نامیده می شود.
    HCO3 
    میزان طبیعی یون بیکربنات بین 22 تا 28 میلی اکی والان در لیتر است. افزایش آن از 28 میلی اکی والان در لیتر بیانگر آلکالوز متابولیک و کاهش آن از 22 میلی اکی والان درلیتر بیانگر اسیدوز متابولیک است.
    افزایش باز Base Excess (BE) 
    در شرایطی که PaCO2 در حرارت 37 درجه سانتیگراد، معادل 40 mmHg بوده و کمبود اکسیژن نیز وجود نداشته باشد، BE به مقدار اسید یا بازی اطلاق می گردد که برای حفظ PH در حد طبیعی و نیز حفظ بیکربنات به میزان 24 میلی اکی والان در لیتر مورد نیاز است. مقدار طبیعی BE بین 2+ و2- متغییر بوده و بر حسب میلی اکی والان در لیتر بیان می شود. افزایش BE از 2+ نمایانگر احتباس باز غیر فرار و یا به عبارت دیگر آلکالوز متابولیک و کاهش BE از 2- نمایانگر احتباس اسید غیر فرار و یا به عبارت دیگر اسیدوز متابولیک است.
    Buffer Base (BB) 
    یک معیار تشخیصی برای تغییرات متابولیک اسید و باز است. BB حاصل جمع آنیونهای پلاسما یعنی بیکربنات، پروتئین، هموگلوبین و فسفاتها بوده و مقدار آن معادل 42 میلی مول در لیتر است (BB = BE +42). از آنجا که BE پلاسما در حال تعادل تقریبا برابر با صفر است، BB = 42 خواهد بود که در صورت آلکالوز متابولیک مقدار آن افزایش یافته و در صورت اسیدوز متابولیک، از میزان آن کاسته می شود. تغییرات CO2 شریانی بر BB بی تاثیر می باشد. 
    روش تفسیر برگه آزمایش گازهای خون شریانی (ABG)
    مرحله اول ..............................................................................................
    مشاهده مقدار PaO2 و O2 Sat : ابتدا به PaO2 توجه شود که آیا بیمار دچار هایپوکسمی است؟ PaO2 به اکسیژن محلول در خون بر میگردد و در حالت طبیعی مقدار آن بین 100 - 80 میلی متر جیوه است. PaO2 بین 60 تا 79 میلی متر جیوه را هایپوکسی خفیف، بین 40 تا 59 میلی متر جیوه را هایپوکسی متوسط و کمتر از 40 میلی متر جیوه را هایپوکسی شدید می نامند. مقادیر زیر 40 میلی متر جیوه بسیار مخاطره آمیز است.
    O2 Sat یا درصد اشباع هموگلوبین از اکسیژن می باشد که به مقدار PaO2 و عوامل موثر بر منحنی شکست اکسی ـ هموگلوبین وابسته است. بجز در افراد مبتلا به COPD میزان O2 Sat زیر 80% احتمال خون وریدی را مطرح می نماید.
    مرحله دوم ........................................................................................................
    با توجه به PH مشخص می شود که در وضعیت نرمال یا اسیدی یا بازی قرار داریم. PH زیر 7.40 اسیدی و پایین تر از 7.35 اسیدوز خوانده می شود همچنین PH بالای 7.40 قلیایی و بالاتر از 7.45 آلکالوز تلقی می شود.
    مرحله سوم ......................................................................................................
    با توجه به PaCO2 مشخص شود که اسیدوز تنفسی یا آلکالوز تنفسی یا حالت نرمال وجود دارد. PaCO2 کمتر از 35 آلکالوز تنفسی و بالاتر از 45 اسیدوز تنفسی است.
    مرحله چهارم ....................................................................................................
    به یون بیکربنات HCO3- توجه می شود تا مشخص گردد که اسیدوز متابولیک یا آلکالوز متابولیک یا حالت نرمال وجود دارد. مقادیر بیش از 28 میلی اکی والان در لیتر نمایانگر آلکالوز متابولیک و کمتر از 22 میلی اکی والان در لیتر نشان دهنده اسیدوز متابولیک است. 
    مرحله پنجم ......................................................................................................
    به مقدار BE توجه شود، این معیار برای تفسیر اسیدوز و آلکالوز با منشا متابولیک دقیق تر از یون بیکربنات است. در صورتیکه بیش از 2+ باشد نمایانگر آلکالوز متابولیک و اگر کمتر از 2- باشد نمایانگر اسیدوز متابولیک است.
    مرحله ششم ...................................................................................................
    آیا PH جبران شده است یا بدون جبران؟ در بدن مکانیزمهای جبرانی (بافری، تنفسی، متابولیک) در زمان اختلالات اسیدو باز فعال میشوند پس یکی از سه حالت زیر وجود دارد :
    الف) بدون جبران
    در این حالت PH غیر طبیعی بوده، PaCO2 یا HCO3 نیز غیر طبیعی هستند. در این حالت با توجه به PH. نوع اختلال (اسیدوز یا آلکالوز) مشخص می گردد و PaCO2 بیانگر اختلال تنفسی و HCO3 نمایانگر اختلال متابولیک خواهد بود.
    مثال: 
    PaO2 = 60mmHg PH = 7.25 , PaCO2 = 50mmHg , HCO3 = 22meq/l 
    با توجه به PH و بر اساس PCO2 تشخیص اسیدوز تنفسی جبران نشده میباشد.

    قانون I :
    اگر تغییرات PH و PaCO2 در جهت مخالف یکدیگر باشد، یک بیماری تنفسی وجود دارد :
    PH = 7.32 PaCO2 = 50 mmHg HCO3 = 24 meq/l
    قانون II :
    اگر تغییرات PH و HCO3- هم جهت باشند، یک بیماری متابولیک وجود دارد :
    PH = 7.32 PaCO2 = 40 mmHg HCO3- = 18 meq/l 
    ب ) جبران ناقص
    در این حالت PH ، HCO3 و PaCO2 هر سه غیر طبیعی هستند. بدین معنی که مکانیسمهای جبرانی فعال شده اند اما موفق به اصلاح کامل PH نشده اند. برای تشخیص اختلال اولیه و مکانیسم جبرانی، ابتدا به مقادیر HCO3 و PaCO2 توجه می شود و سپس PH مد نظر قرار می گیرد و قانون سوم مطرح میشود : 
    قانون III :
    اگر تغییرات PaCO2 و HCO3- هم جهت باشند، بدن در حال جبران عدم تعادل است :
    PH = 7.30 PaCO2 = 25 mmHg HCO3- = 12 meq/l
    در این مثال یک بیماری متابولیک وجود دارد. کاهش PaCO2 یک مکانیسم جبرانی است و تشخیص اسیدوز متابولیک با جبران ناقص سیستم تنفسی می باشد.
    ج ) جبران کامل
    در این حالت PH طبیعی، ولی PaCO2 و HCO3- هر دو غیر طبیعی هستند. 
    قانون IV :
    در وضعیت جبران کامل، برای تشخیص اختلال اولیه و مکانیسم جبرانی ابتدا با نگاه کردن به مقادیر HCO3- BE و PaCO2 نوع اختلال را مشخص کرده، سپس به مقدار PH توجه می کنیم :
    1ـ در صورتیکه میزان PH بین 7.35 – 7.40 بود، علت اولیه اسیدوز است.
    2ـ در صورتیکه میزان PH بین 7.40 – 7.45 بود، علت اولیه آلکالوز است. مثال :
    PH = 7.42 PaCO2 = 50 mmHg HCO3- = 32 meq/L
    تشخیص : آلکالوز متابولیک، اسیدوز تنفسی، جبران کامل
    بیماری اولیه : آلکالوز متابولیک (با جبران کامل)
    منبع : مراقبتهای ویژه در ICU تالیف: ملاحت نیکروان مفرد ـ حسین شیری

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم شهریور 1393ساعت 1:0  توسط داود  | 

تکنیک های لیسنینگ – The techniques of listening

تکنیک های لیسنینگ – The techniques of listening

افرادی هستن که با وجود بالا بودن سطح دانش و اطلاعات زبان انگلیسی ، وقتی تو یه موقعیت واقعی قرار میگیرن یا پای فیلمی میشینن ، خیلی کم متوجه مکالمات رد و بدل شده میشن و یا به اصطلاح کم میارن! (freeze up!). تصمیم گرفتم چند پست کامل و جامع و پایه ای در مورد اصول اولیه ی لیسنینگ رو براتون اماده کنم. این پست رو حتما مطالعه بفرمایین!

۱- gonna: منظور همون going to ـه (تلفظ کنین gɔnə). چون تو محاورات امریکایی وقتی
going to رو سریع تلفظ می کنن یه صدای مث gonna میده برای همین اینجوری می نویسن.

2- wanna: منظور از این یکی یعنی want to. البته Wanna (تلفظ کنین wʌnə) می تونه به Want a هم اشاره داشته باشه.

Wanna book = I want a book

Wanna read a book = I want to read a book

یه نکته ی دیگه اینکه ضمایر (I you she/he we they it) معمولا تو محاوره حذف می شن و درواقع نمیاریم.

3- gotta: (تلفظ کنین gʌdə) این هم اشاره داره به got to یا همون have got to یعنی “باید”. I gotta go یعنی باید برم.

4- ya: دو تا کاربرد داره: الف) you ب) yeah یا yes

باید بدونین که تو محاوره ی امریکایی از you کمتر استفاده میشه و بجاش از ya (تلفظ میشه yə)

5- yo: این هم اشاره داره به your . تو محاوره کمتر میشنوین که بگین your و به جاش بیشتر از yo استفاده می کنن.

6- gimme: اشاره داره به give me و lemme اشاره داره به let me. دقت داشته باشین که حرف M تو gimme و lemme رو باید کمی با فشار تلفظ کنین با به عبارتی همون تشدید خودمون! یعنی مثلا gimme رو نگین “گیمی” ، بلکه باید بگین “گیمّی” یا به عبارتی “گیم می (نه گی می)”.

7- dat: اشاره داره به that .

8- whas: همون what’s. مثلا Whas yo name? میشه what’s your name?

یا مثلا whasis name? میشه همون what’s his name?

9- thas: همون that’s ـه. مثلا thas right

10- چه فعل هایی که ing گرفتن و چه اون دسته واژه هایی که ing بخشی از خود واژه اس ، حرف g خونده نمیشه. freakin’ = freaking

11- slang: به اون دسته از واژه ها و اصطلاحات یا در حالت کلی به گفتاری اطلاق میشه که فقط بین قشر جوون بیشتر رایجه و در واقع جزو اصطلاحات صادراتی محسوب نمیشن. اهنگ های رپ امریکایی پره از این نوع اصطلاحات هستن.

12- خیلیا can’t و can رو اشتباه میگیرن. باید دقت داشته باشین که can تلفظ میشه kən در حالی که can’t تلفظ میشه kæn. تو فیلما اگه خوب شنیده باشین T اخر رو نمیگن و تنها راه تشخیص can از can’t نحوه ی تلفظ حرف A ـه.

این در مورد was و wasn’t هم وجود داره. گاهی انقدر سریع تلفظ می کنن که شما نمیدونین was گفت یا wasn’t. چون n’t از اخر wasn’t دقیق شنیده نمیشه برای همین تنها راه تشخیصش اینه که اگه گفته شد Wəs یعنی was ولی اگه گفته شد wʌs یعنی wasn’t.

13- don’t خونده میشه don پس I donno یا I dunno یعنی I don’t know (باز هم t اخر خونده نمیشه)

14- of معمولا طوری تلفظ میشه که انگار صدای ə میده. و از اونجایی که a در واقع نماینده ی صدای ə محسوب میشه برای همینه که تو نوشتار هم بجاش از a استفاده میشه.

Outta = out of یا motha = mother

مثال: I have a pain in the back a my neck

15- کلمه ی are تو محاوره هیچوقت “ار” تلفظ نمیشه بلکه تقریبا همیشه صدای ə میده برای همین a می نویسن.

مثال: what a ya doin’ = what are you doing

شاید شما هم بارها جاهای مختلفی دیدن و تو فیلما شنیدین که are رو تو جمله نمیارن. همونطور که گفتیم صدای are تو جمله خیلی خفیفه و معمولا یه صدایی شبیه ə داره و خیلی وقت ها هم اصن صدا نداره و برای همینه که گاهی تو جمله ها are رو نمی نویسن. مثلا عبارت مشهور how ya doin’? رو در نظر بگیرین. در واقع اصل این جمله اینه: how are you doing?

یاداور میشم که عبارت how ya doin’? رایج ترین عبارت تو محاوره ی امریکایی برای احوال پرسیه.

16- to: دقت کنید که نباید تلفظ کنین tu (تو) بلکه باید بگین tə . برای همین to رو می نویسن ta .(اگه تلفظ کنین “تو” ، اون وقت منظورتون too ـه نه to). مثلا I’m goin’ ta the movies یا مثلا: gotta = got to

17- hafta: گفتیم که ta همون to ـه. پس میشه haf to و منظور از haf همون have ـه. معمولا have to رو تلفظ می کنن hafta

18- حرف t تو اخر what یا هر کلمه ای که با t ختم شه ، اگر حرف بعد از بعده اون با d شروع شه، تلفظ نمیشه.

مثلا what do you do که میگیم wha do you do یا مثلا sit down که میگیم si down (پس نباید بگین “سیت دان” یا “سیدٌان” بلکه “سی دان” باید تلفظ کنین)

پس یادتون باشه what are و what do تلفظ خیلی شبیه به همی دارن تنها راه تشخیصش اینه که اگه گفته شد wʌtə یعنی what are… و اگه گفته شد wʌdə در این حالت یعنی what do…

19- what is he doing رو تلفظ می کنن: wha dis e doin’ (باید بدونین که اکثر مواقع حرف t صدای d میده). درواقع حرف t با is با هم خونده میشن. پس میشه tis و چون t رو معمولا d تلفظ می کنن پس میشه dis .

ضمنا he رو تلفظ می کنن ای (نه هی) و her رو تلفظ می کنن ار (er).

20- تو اکثریت قریب به اتفاق ایالات متحده ، اگه کلمه ی قبل از you یا your به حرف s یا d ختم شه (مث is یا would یا did که به s یا d ختم شدن) ، you رو ژو یا جو (به عبارتی یه صدایی بین ژ و ج) تلفظ می کنن. مثلا would you رو تلفظ می کنن wouldja (وودژو).

باز هم این نکته رو متذکر میشم که این نوع تلفظ فقط تو مکالمات سریع رخ میده. تو مکالمه های اروم که بیشتر جنبه ارام بخشی و روحیه دهی دارن تغییری تو تلفظ رخ نمیده.

21- dja یا dija: منظور از dja همون did you ـه. همونطور که گفتیم تو این مواقع you رو “ژو” تلفظ می کنیم. تو این مورد حرف d از اخر did حذف میشه.

Did you = did ya = dja

مثلا جمله: wha dja do last night?

22- حرف t تو اعداد twenty و seventy خونده نمیشه یعنی به ترتیب میشن: tweny و seveny

I’ma tweny two-yr-old boy (I’ma = I’m a)

* تو slang هم fifty رو می خونن fity

23- این مورد هم تو گفتگوهای اسلنگ خیلی مشهوره: I’ma اشاره داره به I’m gonna

مثال: I’ma go out with jessie یعنی I’m going to go out with jessie

پس I’ma : 1- I’m a (تو مثال ۲۲ گفته شد( ۲- I’m gonna

24- cha: همون you ـه .البته باید دقت داشته باشین که به تنهایی بکار نمیره و کاربردش به صورت چسبیده اس. مثلا getcha ، gotcha ، wetcha، betcha

* wetcha از Slang های مشهور سلطان رپ امریکا یعنی ice cube ـه. Wet یعنی کسی رو کشتن یا به مفهوم زیباتر و دقیقتر یعنی کسی رو غرق در خون کردن (تو خون خود طرف خیس کردن):

Now I gotta wetcha

I’m comin’ ta getcha

You better hope I don catch ya

* betcha یعنی bet you (شرط میبندم که ….)

Betcha he knows all about it

25- و در اخر میمونه: yup (تلفظ کنین یاپ) یعنی همون yea یا yes.
Yep (تلفظ کنین یِپ) هم به همین معنیه.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم تیر 1393ساعت 16:16  توسط داود  | 

خصوصیات اطاق عمل استاندارد

 

اتاق عمل قسمتي از بيمارستان يا مركز درماني است كه براي انجام جراحي در نظر گرفته مي‌شود. اتاق عمل به عنوان يكي از مهم‌ترين مراكز توليد درآمد بيمارستان، قلب تپنده بيمارستان نام گرفته است به گونه اي كه ادامه كار اتاق عمل به طور منظم و  موثر مي‌تواند باعث حفظ بقاي اقتصادي بيمارستان شود. از سوي ديگر تاثير عمده گردش كار در اتاق عمل برروي كاركرد بيمارستان بعضا باعث اصرار به ادامه كار اتاق عمل عليرغم نامساعد بودن شرايط كار و نبودن استانداردهاي لازم توسط مسوولان بيمارستان مي‌شود.

 


طراحي و محل ساختمان اتاق عمل
يكي از اساسي ترين ملاك‌هايي كه در طراحي و ساخت هر اتاق عمل بايد رعايت شود، كنترل عـفـونـت اسـت. اتـاق‌هـاي عـمل بايد به گونه‌اي طراحي و بنا شوند كه از طرفي انتشار عفونت به داخـل حـوزه جـراحـي را مـانع شوند و از طرف ديگر، سرايت عفونت از اين اتاق‌ها به بخش‌هاي ديگر بيمارستان را جلوگيري كنند.
هنگام طراحي ساختمان اتاق عمل لازم است كـه بـراي قـسـمـت‌هـاي تـميز و آلوده اتاق عمل، محل‌هاي جداگانه و مشخصي در نظر گرفته شود تا نقل و انتقال وسايل لازم به اتاق عمل به راحتي و بدون آلوده ساختن قسمت‌هاي تميز اتاق عمل انجام شود.اتاق عمل در محلي بايد قرار گيرد كه دور از سر و صدا و هياهو باشد و آرامش كامل در مـحـيـط اطـراف حـكـمفرما باشد. نزديك خيابان نباشد تا از سر وصداي وسايل نقليه، آلودگي هوا، رفت و آمد عابرين و .... دور باشد.
معمولا در قسمت‌هايي از بيمارستان كه رفت و آمد زياد است يا جريان هواي سريع و كوران وجود دارد، اقدام به ساختن اتاق عمل نمي كنند، بلكه آن را در قسمتي كه تقريبا وضعيتي مستقل و مجزا دارد، بنا مي‌كنند.
اخيرا سعي مي‌شود كه اتاق عمل  در طبقات  زيرين ساختمان و مجهز به تهويه بنا شود تا بتوان بيماران را به طور سريع و بدون اشكال به آنجا منتقل كرد. همچنين سعي بر اين است كه اتاق عمل تا حد امكان به ساير قسمت‌هاي بيمارستان  نظير بخش‌هاي مركز استريل - اتاق بهبودي- بخش‌هاي جراحي - بخش‌هاي مراقبت‌هاي ويژه- آزمايشگاه - راديولوژي - نزديك باشد.معمولا اتاق بهبودي - اتاق گچ گيري - رختكن پزشكان و پرستاران و نيز يك اتاق عمل كوچك كه در آن بيماران سرپايي تحت عمل جراحي ساده قرار مي‌گيرند، در نزديكي اتاق عمل بنا مي‌شوند. هر كدام از اين اتاق‌ها از طريق درب دوم خود به داخل محدوده اتاق عمل راه مي‌يابند.

رفت و آمد در اتاق عمل
در طراحي صحيح اتاق عمل، رفت و آمد بايد يك طرفه و از داخل به خارج در نظر گرفته شود كه اين امر با ايجاد محدوديت در قسمت‌هاي مختلف امكان پذير است:

قسمت‌هاي مختلف ساختمان اتاق عمل
‌رختكن جراحان
‌رختكن پرستاران
‌اتاق سوپروايزر يا سرپرستار
‌اتاق بيماران سرپايي
‌اتاق پذيرش و انتظار
‌اتاق بهبودي
‌اتاق مخصوص استريل و پكينگ
‌اتاق شستشوي وسايل جراحي
‌اتاق‌هاي نظافت
‌انبار
‌اتاق نگهداري وسايل استريل
‌اتاق بيهوشي
‌اتاق اسكراب
‌اتاق گچ گيري
‌اتاق سيستوسكوپي
‌اتاق نگه داري وسايل بيهوشي
‌اتاق كنفرانس/كلاس درس
‌تعدادي اتاق عمل براي جراحي‌هاي عمومي

تعداد اتاق‌هاي عمل يك بيمارستان
جهت تعيين تعداد اتاق‌هاي عمل مورد نياز، مي‌توان به فرمول 5 درصد اشاره كرد. طبق اين فرمول تعداد اتاق‌هاي عمل بايستي برابر 5 درصد كل تعداد تخت‌هاي جراحي موجود در واحد بيمارستاني باشد.

اندازه‌هاي اتاق عمل
اتاق‌هاي عمل نبايد بي اندازه بزرگ باشد كه وقت زيادي را براي رفت و آمد بگيرند و نه آنقدر كوچك باشند كه باعث آلوده شدن وسايل شوند. يك اتاق عمل چند منظوره براي انجام جراحي‌هاي اورژانسي  و آندوسكوپي 3*6*‌6 متر است.  براي اعمال جراحي قلب يـا جـراحـي‌هـاي بـزرگ كه به تجهيزات بيشتري نياز دارند، تقريبا 60 متر مربع يا بيشتر( 5/6*‌11) متر مورد نياز است.

سقف و ديوارهاي اتاق عمل
ديوارها و سقف اتاق عمل بايد سفت - ضد حريق- ضد آب - بدون درز و بدون انعكاس صدا باشند و به راحتي تميز و شسته شوند. ارتفاع اتاق عمل از كف تا سقف نبايد كمتر از 3 متر باشد. ارتفاع بيشتر(4متر) جهت اتاق‌هاي عمل جراحي قلب باز ، اعصاب كه وسايل مخصوص به سقف وصل مي‌شوند، در نظر گرفته مي‌شود.
ديوارها بايد بدون درز و قابل شستشو باشند . بدون كناره و لبه و طاقچه يا گوشه باشد تا گرد و خاك جمع نشود و راحت تر تميز شود. اگر ديوارها از جنس موزائيك باشند، ممكن است ترك بخورند. ديوارهايي كه توسط مواد وينيلي سفت و محكم پوشانده مي‌شوند ، در عين حالي كه مقاوم هستند ، به آساني تميز مي‌شوند.
نكته قابل توجه در رنگ‌هاي به كار رفته در ديوارهاي اتاق عمل ، عدم براق بودن آن‌ها است. مزيت نيمه مات بودن ديوار اتاق عمل، جلوگيري از خستگي چشم جراح و ساير افراد تيم جراحي در نتيجه انعكاس نور بر روي ديوارها است. سيم كشي برق و لوله كشي‌ها با نهايت دقت و از داخل ديوار انجام گيرد و هيچ روزنه اي به بيرون نداشته باشد.

كف اتاق عمل
بايد غير قابل جذب و از جنس نسوز و ضد جرقه - بدون سر و صدا- ضربه گير- قابل شستشو و مقاوم در مقابل مواد شيميايي باشد و جنس آن طوري باشد كه در اثر ريختن مواد يا داروها رنگ آن را به خود نگيرد و همچنين فاقد مجراي خروج آب باشد. بيشترين كف پوش‌ها از جنس وينيل بدون درز هستند. اگر كف اتاق عمل خيلي سفت يا خيلي نرم باشد، موجب خستگي پرسنل اتاق عمل مي‌شود.

در‌هاي اتاق عمل
فرم درها و طرز قرار گرفتن آن‌ها بايد طوري باشد كه اتاق عمل مستقيما به بيرون باز نشود، بلكه به راهرو يا اتاق ديگري وصل شود. درب‌ها از جنس نسوز و چهارچوب در به اندازه كافي بزرگ باشد. همچنين درب‌هاي اتاق عمل بـايـد داراي شيشه و به قدري پهن باشد كه يك برانكارد و دو نفر حركت دهنده اش به راحتي از آن عبور كنند. در اتاق عمل بايد از دو طرف باز و بسته شود و موقع استفاده، ايجاد سر و صدا نكند.

نور و روشنايي اتاق عمل
بـراي روشنايي اتاق عمل در حالت عادي از چــراغ‌هــاي فـلــورسـنــت سـفـيــد سـقـفــي استفـاده مي‌كنند و در موقع عمل از چراغ‌هاي سياليتيك استفاده مي‌شود. مسئول بيهوشي بايد نور كافي (حـداقـل200پـا- شـمـع) داشـتـه باشد تا به راحتي بتواند رنگ بيمار را مورد بررسي قرار دهد.
بــراي بــه حـداقـل رسـانـيـدن خـسـتـگـي چـشـم پرسنل جراحي، بايد نسبت شدت نور اتاق‌هاي ديگر نسبت به اتاق عمل تقريبا 1 به 3 باشد. اتاق عمل بايد داراي برق اضطراري باشد تا به محض قطع شدن برق شهر خود به خود و در عرض 10 تا 20 ثانيه به طور خودكار روشن شود.

سيستم تهويه اتاق عمل
به دليل اهميت مسئله تهويه هوا در اتاق عمل به علت وجود ميكروارگانيسم ها، بايد سيستمي در اتاق عمل تعبيه شود كه هواي كثيف و آلوده اتاق عمـل را بـه بيـرون هـدايـت كرده و هواي تازه را جايگزين كند.  
اين سيستم، هواي تازه اي را كه از بيرون وارد اتاق عمل مي‌شود فيلتر مي‌كند. اين فيلترها پس از تصفيه هوا ميزان ذرات معلق در هوا را كه ابعادي بزرگ‌تر از 5/0 ميكرومتر دارند به 1 تا 5 عدد در هر فوت مكعب  CM(30/48) كاهش مي‌دهند. در اين سيستم هوا از قسمت بالاي دستگاه تصفيه وارد شده و پس از تصفيه از قسمت پايين آن خارج مي‌شود.  

طرح يا چيدمان تجهيزات پزشكي
ويژگي‌هاي يك طرح كارا
‌فضاي مورد نياز را به حداقل مي‌رساند.
از نيروي انساني آشنا  به نحوه كارا استفاده مي‌كند.
‌تعامل بين سر پرستاران و بيماران را تسهيل مي‌كند.
‌زمان ارائه خدمات را كاهش مي‌دهد.
‌حركات غير ضروري را حداقل مي‌كند.
‌بــراي كـنــار هــم قــرار گــرفتـن تجهيـزات و كاربران، تسهيلاتي را فراهم مي‌كند.
‌اهـداف مـربـوط بـه ايـمـني كاربر و بيمار را تحقق مي‌بخشد.
‌كيفيت ارائه خدمات را ارتقا مي‌دهد.

طرح فيزيكي اتاق عمل جراحي
دربـاره چـگـونـگـي طـراحي و بناي اتاق عمل نظرات وآراي فراوان وجود دارد. طرح و بناي اتاق عمل در همه بيمارستان‌ها يكسان نيست و بـي‌شك بين اتاق‌هاي عمل مختلف متناسب با نيازها و امكانات بيمارستان و نوع بيماران مورد پـذيـرش تـفـاوت‌هـايـي بـه چـشـم مـي‌خـورد ولي هدف اصلي در تمامي اين طرح‌ها افزايش هرچه بـيـشـتـر ايـمـني بيمار و كاركنان اتاق عمل است. اتاق‌هاي عمل بايد به گونه اي طراحي و بنا شود كه از سويي انتشار عفونت به داخل حوزه عمل جراحي را مانع شود و از سويي ديگر از سرايت عفونت اين اتاق‌ها به بخش‌هاي ديگر بيمارستان جلوگيري كند. 

طرح فضاي فيزيكي داخل اتاق عمل
‌به طور كلي فضاي داخلي اتاق عمل داراي چهار منطقه كاملا مشخص است:
‌-مـنـطـقـه‌اي كـه تـمـامي افراد اتاق عمل حق ورود به آن را دارند.
 ‌-مـنـطقه‌اي كه فقط گروه جراحي مي‌تواند وارد شود.
-منطقه اتاق‌هاي عمل جراحي
-مـنـطـقــه فـضــاهــاي فـيــزيـكــي بـعــد از عـمـل جراحي

طرح منطقه اي كه تمام افراد اتاق عمل حق ورود دارند-بخش ورودي يا Entrance
-پذيرش يا قسمت انتقال بيماران
-مكان كارگران
-رختكن خانم‌ها و آقايان
-انبار اتاق عمل
-محل قراردهي وسايل كثيف و آلوده
-چند اتاق كار

طرح منطقه‌اي كه فقط گروه جراحي مي‌تواند وارد آن شود
اتاق‌هاي عمل، اتاق بيهوشي، اتاق آماده سازي و شستشوي دست‌ها (اسكراب)، اتاق پوشيدن لباس مخصوص عمل جراحي، اتاق آماده سازي وسايل جراحي، انبار و محل نگهداري وسايل مورد نياز اتاق عمل.

طرح منطقه اتاق‌هاي عمل جراحي
 درب اتاق عمل بايد به اندازه كافي عريض باشد تا كار انتقال بيمار از روي برانكارد بخش به برانكارد اتاق عمل به اشكال برخورد نكند. هرچه درب‌هاي اتاق عمل كمتر باشد بهتر است. توصيه مي‌شود بازو بسته شدن درب‌هاي اتاق عمل به طور خودكار انجام گيرد. معمولا اتاق ريكاوري گچ گيري رختكن‌ها و نيز يك اتاق عمل كوچك كه در آن بيماران سرپايي تحت عمل جراحي ساده قرار مي‌گيرند در نزديكي اتاق عمل بنا مي‌شود. اتاق رختكن‌ها در انتهاي راهروي ورودي اول قرار مي‌گيرد. بايد تسهيلاتي نظير توالت دستشويي حمام در محل خارج از قسمت تميز اتاق عمل و متصل به اتاق‌هاي رختكن تعبيه شود. معمولا براي هر 8 تا 10 نفر يك توالت دستشويي و حمام در نظر گرفته شود. ديوار اتاق عمل بايستي به صورت نيمه مات و به رنگ سبز يا آبي روشن و قابل شستشو در نظر گرفته شود. دليل نيمه مات بودن اين است كه از خستگي چشم جراح و ساير تيم جراحي با كنترل انعكاس نور از روي ديوارها جلوگيري مي‌كند. محل اتصال ديوارهاي اتاق عمل بايد طوري ساخته شود كه خاك گير نبوده و شستن و ضد عفوني كردن آن‌ها آسان باشد از جمله اين ديوارها بايد عاري از لبه طاقچه و كنج باشد. ارتفاع اتاق عمل از كف تا سقف نبايد از 3 متر كمتر باشد پوشش سقف بايد از نوع اكوستيك بوده و داراي سطحي صاف و قابل شستشو باشد. كف اتاق عمل بايد ضد الكتريسيته بدون سرو صدا قابل شستشو و مقاوم در برابر مواد شيميايي باشد. كف اتاق عمل بايد فاقد سوراخ مجراي خروج آب باشد زيرا اين مجرا مي‌تواند موجب انتقال و انتشار ميكروب‌هاي بيماري زا شود. لاستيك‌هاي آنتي استاتيك لاستيك‌هاي ضدجرقه اي هستند كه به آن‌ها كربن سياه اضافه شده و معمولا با مارك زرد رنگ Antistatic مشخص  شده اند. لازم است براي مواجهه با قطع شدن برق اتاق عمل داراي سيستم اورژانس روشن يا ژنراتور مجزا از ساير قسمت‌هاي بيمارستان باشد. اتاق اسكراب معمولا بين دو اتاق عمل ساخته مي‌شود. سينك اسكراب بايد به حدي بزرگ باشد تا آب به بيرون نريزد. اتاق عمل بايد حتما مجهز به پريزهاي برق ضد جرقه و به تعداد كافي باشد. لوله كشي سانترال گازهاي طبي براي اتاق عمل بسيار ضروري است. زيرا از تجمع كپسول‌هاي محتوي گازهاي مذكور در اتاق عمل جلوگيري خواهد كرد. اتاق عمل بايد داراي وسايل آتش نشاني بوده و كاركنان اتاق عمل به طرز كار و محل آن‌ها آگاهي كامل داشته باشند.

طرح منطقه فيزيكي بعد از عمل جراحي
اتاق بعد از بيهوشي يا ريكاوري، محل كار يا دفتر كاركنان اتاق عمل، اتاق استراحت كاركنان، اتاق كار بر حسب نياز خاص، اتاق آموزش همراه با ابزارهاي مورد نياز، مكاني براي قرار دادن وسايل اتاق عمل

 


مروري بر تجهيزات اتاق عمل

تخت اتاق عمل  
 ‌تخت‌هاي اتاق عمل زماني كه به حالت صاف قرار دارند از سه قسمت سر، تنه، پا تشكيل شده اند. بر روي هر كدام از اين سه قسمت تشك‌هايي قرار گرفته اند كه بايد با دوام، اشتعال ناپذير، مقاوم و در برابر رشد ميكرو ارگانيسم ها، داراي قابليت پرتودهي با اشعه x، پوشيده شده با روكش غير آلرژيك و مقاوم در برابر وسايل سرد و گرم  باشند. تشك‌هاي ساخته شده از فوم 5/2 تا 5 سانتي متر ارتفاع دارند. 

چراغ‌هاي سياليتيك  
در اتاق‌هاي عمل طبق استانداردها از تعبيه پنجره خودداري مي‌شود به همين دليل جهـت روشنـايـي منـاسب در هنگام عمل از چراغ‌هاي سياليتيك استفاده مي‌شود كه موجب كاهش انحراف طول موج رنگ‌ها مي‌شود و مشخصات اين لامپ‌هاي جراحي عبارتند از: حداقل بودن گرمازايي و قابليت استريل سيستم روشنايي.

دستگاه ساكشن  
خون و مايعات بدن، بافت‌ها و محلول‌هاي شست و شو توسط دستگاه ساكشن با فشاري كمتر از فشار هوا خارج مي‌شود كه اين كار جهت ديدن بهتر محل عمل جراحي  است.

مانيتور علائم حياتي  
 ‌به منظور مشاهده پيوسته ECG و ذخيره آن و همچنين ثبت ضربان قلب از اين دستگاه استفاده مي‌شود.

سيستم بيهوشي
اين سيستم شامل ماشين بيهوشي و سيستم تنفس بيهوشي است كه غلظت مشخصي از گازهاي هوشبري استنشاقي و اكسيژن را به بيمار رسانده و دي اكسيد كربن بازدمي را خارج مي‌كند.

دستگاه الكترو كوتر  
دستگاه الكترو سر جري، دستگاه الكتروشوك، ست‌هاي جراحي، پالس اكسي متر و ... ابــزار جـراحـي الكتـريكـي جهـت ايجـاد بـرش و جلـوگيـري از خـونـريـزي در اتـاق عمـل كـاربرد وسيعي دارد به نحوي كه در خونريزي‌ها براي ايجـاد لختـه، بـريـدن و شكـافتن بافت‌ها و نابود كردن بافت به روش سوزاندن به كار مي‌رود. اين كــار تـوسـط اعمـال جـرقـه‌هـاي الكتـريكـي ميـان پروب و بافت كه موجب تمركز گرما وحرارت در محل مورد نظر ونابودي بافت مي‌شود، انجام مـــي‌گـيــرد. مــزايــاي اسـتـفــاده از چــاقــوي بــرش الكتريكي نسبت به يك چاقوي برش مكانيكي، يـكـي امـكـان انـعـقاد هم زمان با برش و ديگري جلوگيري از پراكنده شدن سلول‌هاي بيمار به بافت‌هاي اطراف است كه مزيت بزرگي به شمار مي‌آيد. اين وسيله در ابتدا فقط براي عمل انعقاد بــافــت جـهــت جـلــوگـيــري از خـونـريـزي مـورد استفـاده قـرار مـي‌گـرفـت، ولـي در حـال حـاضـر جهت برش بافت يا برش و انعقاد هم زمان مورد اسـتـفــاده قــرار مــي‌گـيــرد. در بـرش الـكـتـريـكـي، جرياني از بدن بيمار عبور نمي كند، بلكه نوك پروب از طريق عبور يك جريان الكتريكي از سيم با مقاومت بالا گرم مي‌شود سپس گرماي انتقال يافته از نوك پروب به بافت، باعث برش يا انعقاد آن مــي‌شـود كـه بـه شكـل پـروب مـورد استفـاده بــســتــگـــي دارد. الــكـتــروكــوتــر يــا بــرش دهـنــده الكتريكي از يك پروب يا تيغه الكتريكي جهت برش بافت و انعقاد آن براي كنترل خونريزي به طور همزمان استفاده مي‌كند. بيشترين كاربرد آن در كنترل و جلوگيري از خونريزي حين اعمال جـراحـي چـشـم، صـورت، جراحي پلاستيك و ترميمي است. جلوگيري از خونريزي حين عمل جراحي علاوه بر آن كه براي بيمار امري ضروري و حـيــاتــي اســت، بــه جــراح امـكــان مــي‌دهـد تـا ســاخـتــارهــاي بــافــت تحـت عمـل را بـه راحتـي مــشـــاهـــده كـنــد. الـكـتــروكــوتــرهــاي خــاص در جـراحي‌هاي پوست و زنان مورد استفاده قرار مـي‌گـيـرند. در اين واحدها، از گرما براي برش بافت استفاده مي‌شود. هنگامي كه گرما از طريق پـروب گـرمـايـي جـهـت بـرش يـا انـعقاد به بافت اعمال مي‌شود، چندين تغيير ممكن است اتفاق بيافتد كه شامل:
1-از هم پاشيدن سلول‌ها و آزاد شدن محتواي داخل آن ها
2-بخار شدن آب داخل بافت كه منجر به جمع شدن بافت مي‌شود. پروتئين سلول‌هاي خون و بافت تغيير شكل داده و به شكل لخته در مي‌آيد.
3- نـوك پروب مورد استفاده از طريق عبور جريان از سيم با مقاومت بالا گرم مي‌شود و اين گـرمـا مستقيمـا بـه بـافـت اعمـال مي‌شود. 4 نوع پروب الكتروكوتر با پوشش فلزي براي انعقاد و انـواع ديگـر بـراي بـرش و انعقـاد همـزمان مورد استفاده قرار مي‌گيرد. در حين برش الكتريكي، ميزان جريان عبوري از المنت، گرماي توليد شده در پروب را تغيير مي‌دهد. منبع تغذيه الكتريكي كه از ولتاژ معمولي تغذيه مي‌كند، ميزان جريان عبـوري از المنـت را تنظيـم مي‌كند كه از طريق كنترل‌هاي قرار گرفته بر روي دستگاه صورت مي‌گيرد. در برخي دستگاه ها، المنت حساس به دما مثل ترموكوپل، با پروب ادغام شده و درجه حــرارت را مــانـيـتــور مــي‌كنـد. همچنيـن بـرخـي پروب‌هاي برش الكتريكي داراي يك منبع نور با شـدت مـتـغـيـر بـراي روشـن كـردن نـاحـيـه مـورد جــراحــي اســت. اسـتـفـاده از گـاز ارگـون جهـت افزايش كارايي انعقادي اين واحدها، جلوگيري از خونريزي سريع و موثر بافت در ارگان‌هايي با عروق خوني فراوان را امكان پذير مي‌سازد كه به كـوتـرهـاي ارگـوني موسوم هستند. براي انعقاد خون و خشكاندن بافت از پالس‌هاي سينوسي مـيـرا شـونـده اسـتـفـاده مـي‌شود. امواج سينوسي  RFداراي فركانس طبيعي 200 تا 250 كيلوهرتز است و معمولا 120 پالس در ثانيه اعمال مي‌شود. ولتاژ مدار باز در حدود 200 تا300 ولت و توان بر روي بـار 500 اهـمـي در حـدود 80 تا 200 وات است. مقدار ولتاژ و توان بستگي به كاربردهاي ويژه دستگاه جراحي الكتريكي دارد. عمل برش بـا مـنـبـع  RFمـوج پيوسته انجام مي‌گيرد. اغلب دستگاه‌ها در حين كار به دليل اثر بارگذاري و كـشـيـده شدن جريان قادر به توليد منبع پيوسته نــبـــوده و نــيـــاز بـــه مـــدولاســيـــون دامــنـــه اســت. الكترودهاي به كار رفته در سايز‌ها و شكل‌هاي مـخـتـلــف مــوجــود اسـت. الـكـتـرود فـعـال شـبـيـه چـاقـوي جـراحـي اسـت، با يك دسته ايزوله كه توسط جراح گرفته مي‌شود. سوئيچ دستي كه بر روي دسته الكترود قرار دارد اعمال جريان به پروب را امكان پذير مي‌سازد. در حالي كه هدف پروب فعال، اعمال انرژي به بافت از طريق نوك پروب است كه به اعمال برش، انعقـاد يـا هـر دوي آن‌هـا منجـر مـي‌شود. الكترود خنثي (dispersive electrode) داراي عملكرد متفاوتي است. نقش اين الكترود در حقيقت تكميل مدار اعمال  RFبه بيمار است، بدون آن كه چگالي جريان بالايي براي آسيب رساندن به بافت را داشته باشد كه در ساده ترين حالت از يك صفحه بزرگ كه زير بدن بيمار قرار مي‌گيرد، تشكيل مي‌شود. در بيشتر اعمال جراحي از يك الكترود خنثي 27سانتيمتر مربع كه بر روي ران قرار مي‌گيرد استفاده مي‌شود. اساس كار دستگاه اينگونه است كه جريان الكتريكي از طريق كابل‌هاي مربوط و الكترود فعال به بدن بيمار اعمال مي‌شود سپس جريان الكتريكي از طريق الكترود برگشتي Dispersive Electrode يا Return Electrode كه در زير بيمار قرار دارد و كـابـل مـربـوطـه، به دستگاه بر مي‌گردد. اثر گرمايي دستگاه كه به تخريب بافت منجر مي‌شود، به وسيله مقاومت الكتريكي بافت به جريان با فركانس و چگالي بالا ايجاد مي‌شود و دانسيته عبور جريان باعث برش بافت مي‌شود. جهت جلوگيري از سوختن بـافـت، الكتـرود برگشتي بايستي داراي سطح تماس بزرگ با بدن بيمار بوده تا مسير خروجي با مقاومت كم و چگالي جريان پائيني را ايجاد‌كند.

لوازم جانبي دستگاه  الكترو كوتر  و روش تميز كردن آن
1-قلم تك قطبي
2-الكترودهاي قلم تك قطبي براي برش و انعقاد
3-صفحه بيمار با كابل اتصال به دستگاه
4-پدال پايي
5-پنست دو قطبي و كابل اتصال آن به دستگاه 

قلم تك قطبي  
دستگاه با انواع مختلفي از قلم‌هاي تك قطبي استاندارد، سازگار است و الكترودهاي متنـوعـي كـه بـه عنـوان الكتـرود فعـال در جـراحـي تـك قطبـي استفـاده مي‌شوند نصب مي‌شوند. نصب و تعويض اين الكترودها به آساني صورت مي‌پذيرد و جراح مي‌تواند با چرخاندن هر الكترود، جهت مناسب و مورد نظر خود را انتخاب نمايد. روي قلم دو دكمه فشاري وجود دارد كه جراح با فشار دكمه زرد رنگ، كه به سر قلم نزديك‌تر است، حالت cutting و با فشار دكمه آبي رنگ، حالت  coagulation را انتخاب مي‌نمايد. براي تميز كردن قلم تك قطبي، نبايد از وان‌هاي شستشوي اولتراسونيك استفاده شود. همچنين، براي تميـز كـردن آن نبـايـد از دستگـاه‌هـاي هـواي داغ اسـتـفاده شود. پس از هر بار استفاده از قلم تك قطبي، با استفاده از الكل يا مواد ضد عفوني كننده ،سطح قلم و كابل را كاملا تمييز كنيد. همچنين مـي‌تـوانـيـد كـابـل و قـلـم را در مـحـلـول‌هاي ضد عـفـوني با توجه به دستورالعمل استفاده از مواد ضد عفوني كننده، كاملا غوطه ور كنيد. البته اين كار ممكن است از عمر مفيد قلم، به خاطر اكسيد شدن اتصالات و فيش‌ها بكاهد. پس از اين كار، قلم و كابل را كاملا با آب استريليزه شده شستشو دهيد. سپس در صورت نياز، با استفاده از دستگاه اتـوكلاو، تا دماي حداكثر 134 درجه سانتيگراد، كابل و قلم تك قطبي را استريليزه كنيد. هيچگاه كابل را به دور قلم تك قطبي نپيچيد، زيرا اين‌كار باعث تغيير شكل كابل در دراز مدت مي‌شود.

الكترودهاي قلم تك قطبي  
انواع گوناگوني از الكترودهاي فعال با شكل‌ها و ابعاد متنوع وجود دارد، كه جراح مي‌تواند با انتخاب مناسب ترين نوع آن ها، عمل جراحي را انجام دهد. الكترودها  از جنس مرغوب با صافي سطح بالا تهيه شده است كه حتي الامكان از چسبيدن بافت به الكترود جلوگيري ‌كند. براي تميز كردن، ابتدا بايد بافت‌هاي باقيمانده روي الكترود با  برس‌هاي زبر كه از جنس مس يا فولاد است تميز شود . براي تميز كردن اين الكترودها نبايد از ابزار تيز مثل، چاقو يا قيچي استفاده شود زيرا خراب شدن سطح اين الكترودها باعث چسبيدن بـافت‌ها به الكترود در هنگام استفاده‌هاي بعدي مي‌شود. براي تميز كردن الكترودها مي‌توان از وان شستشوي اولتراسوند استفاده كرد و براي استريليزه كردن نيز، مي‌توان از هواي داغ تا 180 درجه سانتيگراد استفاده كرد.

 ‌صفحه بيمار  
انتخاب جنس و ابعاد صفحه بيمار، بستگي به توان خروجي مورد استفاده دارد. به منظور ايمني بيمار، لازم است با توجه به حداكثر توان خروجي مورد استفاده روي هر بيمار، حداقل سطح تماس لازم براي صفحه بيمار، رعايت شود. صفحه بيمار از جنس سيليكون هادي است. نرمي و انعطاف پذيري اين صفحه، باعث سهولت استفاده و امكان بـه كـارگيري آن در نواحي مختلف بدن بيمار است. همچنين امكان اتصال با  ECG يا اندوسكوپي به كانكتور اين صفحه فراهم است. صفحه بيمار، با يك كابل با طول 3 متر به دستگاه متصل مي‌شود. براي تميز كردن و ضد عفوني كردن صفحه بيمار، دقيقا مشابه قلم تك قطبي عمل مي‌شود.

پدال پايي
 ‌براي فعال كردن ژنراتورها Monopolar و Bipolar مي‌توان از پدال پايي دوتايي استفاده كرد. در حالت  Monopolar با فشار پدال زرد رنگ، وضعيت  Cutting انتخاب مي‌شود و با فشـار پـدال آبـي رنـگ، وضعيـت Coagulation انتخـاب مـي‌شود. ضمنا، اگر به صورت همزمان، دو پدال فشار داده شود، هيچ كدام از ژنراتورهاي تك قطبي فعال نمي شوند. در حالت  Bipolarهر كدام از پدال‌هاي زرد يا آبي به تنهايي يا با هم فشار داده شوند، خروجي دو قطبي فعال مي‌شود. ساختار اين پدال در مقابل ريزش آب و نفوذ مايعات محافظت شده است و نيز ضد اشتعال است. ضد اشتعال بودن پدال، بدين معنا است كه از اين پدال مي‌توان حتي در نواحي كه احتمال نشت مواد بيهوشي يا ضد عفوني كننده قابل اشتعال وجود دارد، استفـاده كـرد. ضمنـا، براي ضد عفوني كردن يا تميـز كـردن سطـح پـدال، از هـر ماده ضدعفوني كـنـنــده حـتـي اگـر قـابـل اشتعـال بـاشـد، مـي‌تـوان اسـتـفـاده كـرد. بـراي حـمـل ونـقـل پـدال از كـابل استفاده نشود و حتي الامكان از اعمال فشار به محل اتصال كابل به پدال اجتناب شود. ضمنا، از پيچيدن كابل به دور پدال به صورت محكم و با فــشــــار، خــــودداري شــــود. در صـــورتـــي كـــه از پدال‌هاي ديگري  كه ضد اشتعال نيستند، استفاده شود، بايد توجه داشت كه اولا  در تميز كردن و ضد عفوني كردن آن‌ها از مواد اشتعال زا استفاده نـشـــود و ثــانـيــا در مـنـطـقــه 25 ســانـتــي مـتــري از محل‌هايي كه احتمال نشت مواد بيهوشي قابل اشتعال وجود دارد، مورد استفاده واقع نشود. اين ناحيه مشهور به  Medical zone  ‌است.

پنست دو قطبي 
انــواع گــونــاگــونــي ازپـنـســت‌هـاي  Bipolarبـا شـكـل‌هـا و ابـعـاد مختلف، براي انعقاد بافت‌ها قابل استفاده است. به غير از انتهاي دو سر پنست، بقيه نواحي از مواد عايق پوشيده شده است كه هنگام تماس با بافت، به غير از نوك پنست، در نـواحـي ديـگـر انـعقاد رخ نمي دهد و همچنين، باعث سوزش دست جراح هنگامي كه خروجي دو قطبي فعال مي‌شود، نخواهد شد. در انتهاي پنست (محل اتصال با كابل) رابط خروجي دو قطبي قرار دارد. نحوه ضد عفوني و استريل كردن كـابـل و پـنـست دو قطبي، مشابه قلم تك قطبي اســت و تــا دمــاي 134 درجــه ســانـتـيـگـراد قـابـل اسـتــريـلـيــزه كــردن هـستنـد. بـراي تميـز كـردن و ضـدعـفـوني كردن و نگهداري پنست دو قطبي نكاتي كه در تميز كردن الكترودهاي تك قطبي ذكـر شـد بايد رعايت شود خصوصا براي تميز كردن نوك پنست از اشياي سخت و زبري كه باعث از بين رفتن پوشش عايقي پنست مي‌شود اصلا استفاده نشود. از اعمال فشار زياد به پنست يا باز كردن دو شاخه پنست از يكديگر اجتناب كنيد زيرا باعث خرابي پوشش‌هاي عايق روي پنست مي‌شود.

پيزوسرجري  
ايــن دسـتـگــاه پــديـده اي مـنـحـصـر بـه فـرد در تجهيـزات پـزشكـي به شمار مي‌رود كه قابليت اســتــفــــاده در كــــارهــــاي جــــراحــــي، ايـمـپـلـنـــت، اندودنتيك، نوروسرجري و پارودونتولوژي را دارد. توانايي برش انتخابي در اين دستگاه امكان آسيب به بافت نرم مجاور استخوان را به حداقل مي‌رساند. تنظيم قدرت پمپ با صفحه كليد قابل انجـام است و تماس تصادفي با بافت نرم فورا باعث برش نمي شود. از آنجايي كه نيروي مورد نيـاز تـوسـط اپـراتور براي اين دستگاه بسيار كم اســت كنتـرل جـراحـي بـراي جـراح بـه حـداكثـر مي‌رسد و به دليل عملكرد چكشي سرقلم ها، بـرش بـه صـورت تـمـيـز انـجـام مـي‌گـيـرد. ذرات مـحـلــول فـيــزيـولـوژي دمـاي بـرش را كـاهـش و وضوح ناحيه جراحي را افزايش مي‌دهد. علاوه بر آن امكان استريل كردن قسمت‌هاي مختلف دستگاه به دفعات وجود دارد. 

ايمني در اتاق عمل برق و اصول ايمني آن
 بـه طـور كـلـي خطرات برق در اتاق عمل از عوامل زير تشكيل شده است:  
از مشخصات فني تجهيزات پزشكي برقي در محل كار يا در اثر استفاده روي بيمار  
نگهداري تسهيلات و تجهيزات برقي اتاق عمل  
(از مـصــرف تـجـهـيــزات پــزشـكــي بـرقـي و آموزش مصرف كننده  
ايمني برقي براي بيمار و كاركنان در اتاق عمل به عوامل زير بستگي دارد :
مـطـــابـقـــت تـجـهـيـــزات پـــزشـكــي بــرقــي و تاسيسات برقي با استانداردهاي جاري  
 آموزش مصرف كنندگان در مورد كار و مصرف اين تجهيزات بر روي بيمار  
پــيــگــيــــري فـنـــي و نـگـهـــداري مـجـمـــوعــه تجهيزات و تاسيسات اتاق عمل 

گازهاي طبي
غلظت‌هاي كم گازهاي  بيهوشي خارج شده از مـاشـيـن بـيهوشي و سيستم‌هاي تنفسي براي سلامتي كارمندان اتاق عمل مضر است. آخرين دسـتـورالـعمل اداره ايمني و بهداشت حرفه اي مبني و محدوديت براي تماس طولاني مدت با مـقـاديـر كـم گـازهـاي بـيـهـوشـي (اكـسـيـد نيترو و هوشبري‌هاي هالوژن دار ) حاكي از اين است كه نشت گاز اكسيد نيترو 25 واحد در ميليون (ppm) و گاز تبخيري 2 واحد در ميليون ppm بالاترين حد قابل قبول است.براي كنترل نشت اين گازها رعايت موارد زير ضروري است:

كنترل دوره اي تجهيزات بيهوشي  
 تخليه گازهاي اضافي خروجي از ماشين بيهوشي به خارج از اتاق عمل  
 توجه به تكنيك بيهوشي  
 تهويه كافي اتاق عمل  

عفونت در اتاق عمل  
عفونتي در طول بستري بيمار در بيمارستان ايجاد مي‌شود عفونت بيمارستاني ناميده مي‌شود كه ممكن است پس از انجام عمل جراحي در محل برش جراحي ايجاد شود. ايجاد عفونت بعد از انجام جراحي و رعايت نكردن اصول استريل ممكن است منجر به مرگ بيماران شود. بنابراين به منظور پيشگيري از عفونت و عوارض بايد اقدامات لازم جهت ايجاد و حفظ يك محيط انجام شود.

نكات و اصول ايمني  
 شستن دست‌ها قبل از ورود به اتاق عمل و بعد از تماس هر بيمار  
 پوشاندن هر بريدگي يا خراش پوستي با پوشش مناسب جهت جلوگيري از انتشار ميكروارگانيسم‌ها  
 پوشيدن دستكش هنگام دست زدن به خون، ترشحات خون يا نمونه‌هاي بافتي.

سيستم تهويه اتاق عمل  
سيستم تهويه اتاق عمل به منظور كاهش ميكروارگانيسم‌هاي  موجود در هوا، هواي كثيف و آلوده اتاق عمل را به بيرون هدايت كرده و هواي تازه و تميز را جايگزين آن مي‌كند.  به اين منظور از فيلترهاي تصفيه هوا استفاده مي‌شود كه ميزان ذرات معلق در هوا را كه ابعادي بزرگتر از mm5  از زير 1 تا 5 عدد در هر فوت مكعب كاهش مي‌دهد. اين سيستم‌ها قادرند تا 99%  ذرات معلق در هوا را كه غالباً همراه با باكتري‌ها و ويروس‌ها هستند تصفيه كنند.

تخت اتاق عمل يا تخت جراحي
تخت اتاق عمل به دو نوع مكانيكي و الكتريكي تقسيم مي‌شود:
در تخت مكانيكي، ساز و كار كنترل تخت، مكانيكي است و به وسيله اهرم‌هاي دستي امكان تنظيم وضعيت بيمار فراهم مي‌شود.

 در نوع الكتريكي الكتروموتورها وظيفه تنظيم تخت را به عهده دارند. تعدادي از آن‌ها به وسيله ريموت كنترل امكان تغيير وضعيت بيمار را مي‌دهند.

ويژگي‌هاي تخت اتاق عمل
 در پهلوي تخت شيارهايي قرار دارند كه مـي‌توان اتصالات مربوطه از جمله جادستي و جاپايي را به آنجا متصل كرد.
 پـهـنـاي تـخـت‌هـاي عـمل زياد نيست و به اندازه پهناي يك انسان است.
 تـخت‌هاي عمل جراحي طوري طراحي شده اند كه راديواپتيك بوده و در طول عمل جراحي مي‌توان از بيمار عكسبرداري كرد.
 قسمت تنه تخت‌هاي عمل محكم ترين قسمت آن‌ها است و قسمت‌هاي سنگين بدن بيمار از جمله قفسه سينه، شكم و لگن بر روي آن قرار مي‌گيرد.

وضعيت‌هاي استاندارد جراحي
ترندلنبرگ (سر به طرف پايين)
‌وضعيت ترندلنبرگ نوعي وضعيت خوابيده به پشت است كه قسمت فوقاني تنه به سمت پايين و پاها به سمت بالا قرار مي‌گيرند.
‌از ايــن وضـعـيـت بـراي ديـدن قسمـت‌هـاي مختلـف لگـن در جـراحـي‌هـاي بـاز يـا لاپراسكوپيك استفاده مي‌شود و باعث بهبود گردش جريان خون در قشر مغز مي‌شود.
 سر خوردن بيمار خطر بالقوه اي در اين وضعيت محسوب مي‌شود. در صورت نياز مي‌توان از محافظ شانه استفاده كرد تا از سر خوردن بيمار به سمت سر تخت جلوگيري كرد.

ويژگي‌هاي تشك تخت جراحي
-‌با دوام
-‌اشتعال ناپذير
-‌مقاوم در برابر رشد ميكروارگانيسم ها، قارچ‌ها و باكتري ها
-‌داراي قابليت پرتودهي با اشعه X
-‌مقاوم در برابر وسايل گرم و سرد كننده
-‌پوشيده شده با روكش غير آلرژيك
-‌آنتي استاتيك  
-‌راحت  
-فشار وارده به بيمار را كاهش دهد.

ويژگي‌هاي روكش تخت جراحي
-از جنس محكمي ساخته شوند.
-انعطاف پذير باشند.
-به راحتي شستشو شوند.
-در مقابل محلول‌هاي شوينده مختلف مقاوم باشند.
-در برابر گرما مقاوم باشند.
-ايجاد اصطكاك نكنند.
-ضد آب باشند تا از نفوذ محلول هاي مختلف به داخل تشك جلوگيري كنند.

طبقه بندي وسايل جراحي وسايل بريدن و جداكردن
چاقوهاي جراحي از تيغه‌ها با اشكال و زواياي متفاوت جهت انجام جراحي‌هاي مـخـتـلـف تـشـكـيـل شده است كه اين تيغه‌ها بر روي دسته‌هاي مخصوص خود سوار مي‌شوند.

ابزارهاي برش استخوان و برداشتن توده ها
بـسـيـاري از ايـن وسـايـل داري تـيغه‌هاي مناسب جهت بريدن استخوان و غضروف هستند. اين ابزارها شامل: قلم، تيغه برش استخوان، مته و سوهان‌هاي درشت و ريز است.

رتراكتورها
در هنگام جراحي بافت‌هاي نرم، ماهيچه‌ها و ديگر قسمت‌هاي بدن بايد به يك طرف كشيـده شـونـد تـا مـوضـع جـراحي به طور كامل نمـايـان شـود. ايـن كـار توسط رتراكتورها انجام مي‌شود و شامل:
راتــراكـتــور دستـي، رتـراكتـور انعطـاف پـذيـر، هوك  و  رتراكتور خودكار است.

وسايل معاينه
جـراحـان مـي‌تـوانـنـد بـا اسـتفاده از يك سري وسايل، قسمت‌هاي مختلف بدن بيمار از جمله حفره‌هاي بدن و اعضاي توخالي را مورد معاينه قـرار دهـنـد.هـمـچـنـيـن بـا اسـتـفاده از اين وسايل مي‌توانند بسياري از جراحي‌هاي مهم را انجام دهند. اين وسايل عبارتند از:
 ‌اسـپـوكـلوم: تيغه‌هاي متحرك اسپوكلوم در مواقع لزوم باز شده و مي‌توانند مسيرهايي مثل واژن و ركتوم را باز نگه دارند. همچنين بعضي از اسـپـوكـلـوم‌هـا مـي‌تـوانند حفره هايي مثل حفره بيني را باز نگه دارند.

وسايل اندازه گيري
از خط كش ها، مقياس‌هاي عمقي و وسايل انـــدازه گــيـــري بـــالــيــنـــي جــهـــت انـــدازه گــيــري قسمت‌هاي مختلف بدن بيمار استفاده مي‌شود. بـعـضـي از ايـن وسـايـل بـراي تـعيين اندازه دقيق قـسمت‌هاي مختلف بدن جهت انجام پيوند و انتخاب پروتزهاي مختلف از جمله پروتزهاي مفصل به كار مي‌روند.

 

گردآورندگان: مهندس سرور بهبهاني، مهندس محمد كريمي مريداني

منبع: ماهنامه مهندسی پزشکی

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم تیر 1393ساعت 19:57  توسط داود  | 

خروسمو می خری یا به مامانم بگم

خروسمو می خری یا به مامانم بگم ﭘﺴﺮ ﺑﭽﻪ ﺍﯼ ﭘﯿﺶ ﭘﺪﺭﺵ ﺍﻭﻣﺪ ﻭ ﮔﻔﺖ ﻫﺰﺍﺭ ﺗﻮﻣﻦ ﺑﻢ ﺑﺪﻩ ﺗﻮﭖ ﺑﺨﺮﻡ ﮔﻔﺖ ﻧﺪﺍﺭﻡ ﻓﻘﻂ ﯾﻪ ﺧﺮﻭﺳﯽ ﺩﺍﺭﻡ ﺑﺮﻭ ﺑﻔﺮﻭﺷﺶ ﭘﺴﺮﻩ ﺧﺮﻭﺳﻮ ﺑﺮﺩ ﮐﻪ ﺑﻔﺮﻭﺷﻪ ﻭﻟﯽ ﮐﺴﯽ ﻧﺨﺮﯾﺪ . ﺭﻑ ﺩﻡ ﺩﺭ ﯾﻪ ﺧﻮﻧﻪ ﻭ ﺩﺭ ﺯﺩ ﯾﻪ ﺯﻥ ﻣﯿﺎﻧﺴﺎﻟﯽ ﺩﺭﻭ ﺑﺎﺯ ﮐﺮﺩ. ﭘﺴﺮﻩ : ﺧﺮﻭﺳﻮ ﻣﯿﺨﺮﯼ . ﺯﻥ ﮔﻒ ﻓﻌﻼ ﺑﯿﺎ ﺩﺍﺧﻞ . ﭘﺴﺮﻩ ﺭﻑ ﺩﺍﺧﻞ ﺗﺎ ﺧﻮﺍﺳﺘﻦ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺧﺮﻭﺱ ﺻﺤﺒﺖ ﮐﻨﻦ ﯾﮑﯽ ﺩﺭ ﺯﺩ . ﺯﻧﻪ ﮔﻔﺖ ﺷﻮﻫﺮ ﻣﻨﻪ ﺑﺮﻭ ﺗﻮ ﺯﯾﺮ ﺯﻣﯿﻦ ﻗﺎﯾﻢ ﺷﻮ. ﺩﺭﻭ ﮐﻪ ﺑﺎﺯ ﮐﺮﺩ ﺩﯾﺪ ﺷﻮﻫﺮﺵ ﻧﯿﺲ ﺩﻭﺱ ﭘﺴﺮﺷﻪ ﻫﻨﻮﺯ ﮔﺮﻡ ﺻﺤﺒﺖ ﻧﺸﺪﻩ ﺑﻮﺩﻥ ﮐﻪ ﺩﺭﻭ ﺯﺩﻥ . ﺯﻧﻪ ﮔﻔﺖ ﺷﻮﻫﺮﻣﻪ ﺑﺮﻭ ﺗﻮ ﺯﯾﺮ ﺯﻣﯿﻦ،ﻗﺎﯾﻢ ﺷﻮ . ﺯﯾﺮ ﺯﻣﯿﻦ ﺗﺎﺭﯾﮏ ﺗﺎﺭﯾﮏ ﺑﻮﺩ. ﭘﺴﺮﻩ ﺑﻪ ﻣﺮﺩ ﮔﻔﺖ ﺧﺮﻭﺱ ﻣﻨﻮ،ﻣﯿﺨﺮﯼ ﮔﻔﺖ ﺻﺪﺍﺗﻮ ﺑﯿﺎﺭ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﻣﺎ ﺭﻭ ﻣﯿﺸﻨﻮﻥ . ﭘﺴﺮﻩ : ﻫﺮ ﺟﻮﺭ ﺭﺍﺣﺘﯽ ﺍﻻﻥ ﺩﺍﺩ،ﻣﯿﺰﻧﻢ. ﻣﺮﺩ : ﺑﺎﺷﻪ،ﻗﺒﻮﻝ ﭼﻨﺪ؟ ﭘﺴﺮﻩ : ﭘﻨﺠﺎﻩ ﻫﺰﺍﺭ ﺗﻮﻣﻦ ﻣﺮﺩ : ﻧﻤﯿﺨﺮﻡ ﮔﺮﻭﻧﻪ ﭘﺴﺮﻩ : ﺑﺎﺷﻪ ﺍﻻﻥ ﺩﺍﺩ ﻣﯿﺰﻧﻢ ﻣﺮﺩ : ﺑﺎﺷﻪ،ﺑﮕﯿﺮ ﺍﯾﻨﻢ ﭘﻮﻝ ﺑﻌﺪ ﭼﻨﺪ ﻟﺤﻈﻪ ﭘﺴﺮﻩ : ﺧﺮﻭﺳﻮ ﻣﯿﻔﺮﻭﺷﯽ ﻣﺮﺩ : ﭼﻨﺪ ﻣﯿﺨﺮﯼ ﭘﺴﺮﻩ : ﭘﻨﺞ ﺗﻮﻣﻦ ﻣﺮﺩ : ﺗﺎﺯﻩ ﭘﻨﺠﺎﻩ ﻫﺰﺍﺭ ﺑﻢ ﻓﺮﻭﺧﺘﯽ ﭘﺴﺮﻩ :: ﻫﺮ ﺟﻮﺭ ﺭﺍﺣﺘﯽ ﺩﺍﺩ ﻣﯿﺰﻧﻢ ﻣﺮﺩ : ﺑﺎﺷﻪ ﭘﻮﻟﻮ ﺑﺪﻩ ﺑﻌﺪ ﭼﻨﺪ ﻟﺤﻈﻪ، ﭘﺴﺮﻩ : ﺧﺮﻭﺳﻮ ﻣﯽ ﺧﺮﯼ؟ ﻣﺮﺩ : ﭼﻘﺪ؟ ﭘﺴﺮﻩ : ﺻﺪ ﻫﺰﺍﺭ ﺗﻮﻣﻦ ﻣﺮﺩ : ﮔﺮﻭﻧﻪ. ﭘﺴﺮﻩ : ﺻﺪﺍﻣﻮ ..... ﻣﺮﺩ : ﺑﺎﺷﻪ ﺍﯾﻨﻢ ﭘﻮﻟﺶ ﺑﻌﺪ ﭼﻨﺪ ﻟﺤﻈﻪ،: ﭘﺴﺮﻩ : ﺧﺮﻭﺳﻮ،ﻣﯿﻔﺮﻭﺷﯽ؟ ﻣﺮﺩ : ﺑﮕﯿﺮ ﭘﻮﻝ ﻧﻤﯿﺨﻮﺍﻡ ﻓﻘﻂ ﺩﺍﺩ ﻧﺰﻥ ﺑﻌﺪ ﺍﻭﻥ ﺯﻧﻪ ﺍﻭﻣﺪ ﮔﻒ،ﺑﯿﺎﯾﯿﺪ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺷﻮﻫﺮﻡ ﺭﻓﺖ. ﭘﺴﺮﻩ ﺭﻓﺖ ﻫﻢ ﺗﻮﭖ ﺧﺮﯾﺪ ﻫﻢ ﺩﻭﭼﺮﺧﻪ. ﺧﺮﻭﺳﻢ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺵ ﺑﺮﺩ ﺍﻭﻣﺪ ﺧﻮﻧﻪ ﺩﯾﺪ ﭼﺸﺎﯼ ﺑﺎﺑﺎﺵ ﻗﺮﻣﺰﻩ ﮔﻔﺖ،ﺑﺎﺑﺎ ﺧﺮﻭﺳﻮ ﻣﯿﺨﺮﯼ. ﭘﺪﺭﺵ : ﭘﺪﺭ ﺳﻮﺧﺘﻪ ﺻﺪ ﻭ ﭘﻨﺠﺎﻩ ﻫﺰﺍﺭ ﮐﺎﻓﯿﺖ ﻧﺒﻮﺩ ﺗﺎﺯﻩ ﺍﺯﻡ ﺑﺮﺩﯼ؟ ﭘﺴﺮﻩ : ﻣﯿﺨﺮﯼ ﯾﺎ ﺑﻪ ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ ﻣﯽ ﮔﻢ ********
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم خرداد 1393ساعت 0:49  توسط داود  | 

بهار

بهار


لطف خدار آمده فصل بهاران شده


دامنه‌ی کوه و دشت همچو گلستان شده


بر سر هر شاخه ای گلبنی ازلطف او


چادر زیبای گل بر سر بستان شده


قاصدک خوش خبر داده خبر از بهار


مژده‌ی شور و شعف بر همه مستان شده


عطر شمیم بهار مست نموده غزال


بیشتر از مستی باده پرستان شده


شاپرک هفت رنگ مخمل بالش گشود


طوطی شیرین سخن بر شکرستان شده


طاووس طناز هم چتری زگل وا نمود


پوشش هر مرغزار فرش مهستان شده


20/2/1393 خوش باور

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1393ساعت 19:53  توسط داود  | 

مادر

مادر


مادر  ای معنای لطف کردگار


مادر ای شادابی فصل بهار


انتهای عشق را بعد از خودش 


در تو کامل کرده است پروردگار


14/2/1393 خوش باور

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1393ساعت 19:46  توسط داود  | 

مادر

مادر
مادر ای کاملترین لطف خدای
می شود معنا زتو مهر و وفای

مادر ای زیباترین حس وجود
لایقی بعد از خدا کردن سجود

مادر ای غمخوار سختیهای من
خاک پایت سرمه‌ی چشمان من

مادر ای سر لوحه‌ی دلدادگی
هدیه کردی از وجودت زندگی


مادر ای شایسته‌ی نور خدا
کل عالم می کنم بر تو فدا


مادر ای اعجاز حق در هر زمان
تا ابد لطفی بکن پیشم بمان


12/2/1393 خوش باور

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1393ساعت 19:45  توسط داود  | 

روز پدر مبارک

پدر
قهرمان زندگانی ای پدر
تکیه گاه هر جوانی ای پدر

مایه‌ی آسایش هر خانه ای
اسوه‌ی ایثار هستی ای پدر

خم نموده قامتت این زندگی
دست بر زانوی خویشی ای پدر

رنج ها بس برده ای در زندگی
تا زما رنجی زدایی ای پدر

کامیاب از زندگی هستم اگر
علتش بی شک تو هستی ای پدر

16/2/1393 خوش باور

+ نوشته شده در  شنبه بیستم اردیبهشت 1393ساعت 19:9  توسط داود  | 

یارانه

یارانه
ماهمگی طالبˏ یارانه ایم
فاقد اهل و عیال و خانه ایم

تو عالم رسانه، میگن بدین انصراف
ما نمیدیم انصراف، مشتاق یارانه ایم

تواین همه شغل خوب، راحت وپر درآمد
حرفه‌ی ما کارگری، کارگر کارخانه ایم
...
مضطرب و افسرده وسواس جبری داریم
از نظر روانی، یک کمی دیوانه ایم

یک کمکی در آمد، خرج فراوان داریم
نیمه‌ی ماه که میشه، مخلص یارانه ایم

نه ماشین و نه مبایل، نه ال سی دی نه یخچال
نه مبلمان و قالی، فاقد رایانه ایم

تو خونه که نداریم اینترنت پرسرعت
برای ثبت دوم، در پی سامانه ایم

حرفها شده الکی، مردم همه پولکی
حین خرید و فروش، به فکر بیعانه ایم

حقوق کارمندی، اصلاً کفاف نمیده
بعدˏاضافه کاری، دنبال کارانه ایم

تو دولت کنونی مانند دولت قبل
گرونی کرده بیداد، خواهان یارانه ایم

کفگیرمن ته دیگ، خوش باورم پول می خوام
فقط بگم یک کلام، محتاج یارانه ایم

31/1/1393 خوش باور
 
+ نوشته شده در  شنبه بیستم اردیبهشت 1393ساعت 18:46  توسط داود  | 

مزایای هدفمندی یارانه ها

میگن شده یارانه ها هدفمند
نایاب شده تو شهر ما، مستمند

زندگیه مردم شده چون عسل
مردم ما همه شدن هنرمند

معجزه‌ی رضایتو می بینیم
تو شهر ما گشته جوان سالمند

رابطه‌ی عروس و مادر شوهر...
حالا دیگه شیرین شده مثل قند

شدن عروسا همشون خوش قدم
پیشونی بخت اونا شد بلند

همسایه ها وقتی به هم می رسند
تو چهرشون دیده میشه یه لبخند

جنسا همه ارزون شده مثل قبل
شیب تورم دیگه نیستش بلند

جنسای چینی، دیگه نیست تو بازار
هرچی که هست، تولیدیه داخلند

شهرا همه تمیز شدن چون بهشت
سرسبز شده حتی کوه دماوند

بیابونا همه شدن باصفا
جنگل شده، کویر لوت و الوند

مشکل درمان دیگه ما نداریم
دوای کم، قیمتˏبالا بلند

خوش باورم حرفای بی ربط میگم
ببند تو اون، نیشتو کمتر بخند

خوش باور 1/2/1393
+ نوشته شده در  شنبه بیستم اردیبهشت 1393ساعت 18:45  توسط داود  | 

هولوكاست 10 ميليون ايراني به دست بريتانياي كبير

هولوكاست 10 ميليون ايراني به دست بريتانياي كبير 


 

 
آيا مي‌دانيد هولوكاست واقعي در ايران رخ داده است؟ از قحطي بزرگ در ايران چه مي‌دانيد؟ آيا مي‌دانيد مابين سالهاي 1917 تا 1919 بيش از 40 درصد جمعيت ايران جان خود را از دست دادند؟ براي آشنايي با چگونگي هولوكاست 10 ميليون ايراني با طراحي بريتانيا،همراه شويد.
طي سال‌هاي 1917 تا 1919 ايران با وجود اعلام بي طرفي در جنگ جهاني اول، بيشترين آسيب را از اين جنگ ويرانگر ديد و در حدود نيمي از جمعيت كشور قرباني مطامع كشورهاي بزرگ و استعمارگر آن دوران شدند. اسناد اين قتل عام قريب به 10 ميليون نفري همچنان در رديف اسناد طبقه بندي شده و سري انگلستان قرار دارد و اين كشور هنوز هم از انتشار آن‌ها ممانعت مي‌كند. گزارش زير با توجه به كتاب "قحطي بزرگ" نوشته دكتر محمد علي مجد نوشته شده است كه يكي از منابع انگشت شمار موجود درباره هولوكاست 10 ميليون نفري ايرانيان بوده و با استناد به اظهارات شاهدان و برخي اسناد تاريخي در دسترس نوشته شده است. عكس‌هاي مربوط به تلفات قحطي برگرفته از كتاب دكتر مجد و ديگر منابع تاريخي است.
با كشته شدن وليعهد اتريش در سال 1914 جرقه جنگ جهاني اول زده شد. كشورهاي روسيه، فرانسه و بريتانيا تحت عنوان "دول متفق" و كشورهاي اتريش و آلمان به عنوان "دول محور" آغاز شد و سپس عثماني، ايتاليا و ژاپن نيز با پيوستن به اين گروه، ميدان جنگ را به آسيا و خاورميانه نيز گسترش دادند.
در زمان آغاز جنگ جهاني اول، وضعيت داخلي ايران بسيار متزلزل بود. اوضاع آشفته و نابسامان اقتصادي و سياسي و مداخله بدون حد و مرز قدرتهاي خارجي، ايران را تا آستانه يك دولت ورشكسته پيش برد. هشت روز پس از تاجگذاري احمدشاه قاجار، جنگ جهاني اول آغاز شد و مستوفي الممالك نخست وزير ايران رسما موضع بي طرفانه ايران را به دول متخاصم اعلام نمود.

احمدشاه، شاه بي كفايت ايران در 18 سالگي تاجگذاري كرد

با وجود اعلام بي طرفي ايران، نيروهاي متخاصم انگليس و روس از نقاط مختلف وارد كشور شدند. جدا از دلايل ژئوپلتيك و منابع حياتي ايران كه براي ادامه جنگ ضروري بود، يكي از دلايل اين تعرض به ايران، شكل گيري احساسات همسو با آلمان از طريق يكي از مقامات دربار بود و بريتانيا از بيم وقوع كودتاي آلماني در ايران، نيروهاي خود را تا پشت دروازه‌هاي پايتخت پيش آورد.

ورود نيروهاي متفقين - روس و انگليس - به ايران

دولت عثماني نيز با بهانه تراشي در مورد حضور نيروهاي روس در آذربايجان، از مرزهاي شمال غرب نيروهاي خود را وارد كشور كرده و توقف نقض بي طرفي را به خروج روسيه از آذربايجان موكول كرد. قواي روس در شهرهاي آذربايجان، اردبيل، قزوين و انزلي، حضور داشتند و بخشهايي از جنوب كشور از جمله بوشهر و بندر لنگه نيز در اشغال نيروي انگليس بود.
همچنين واحدهايي از سربازان انگليسي به همراه نيروهاي هندي تحت امر خود از بحرين وارد آبادان شدند و اين شهر را اشغال كردند. عمده ‏ترين توجيه ورود اين نيروي نظامي، ضرورت محافظت از تأسيسات استخراج نفت در منطقه خوزستان بود.
با انقلاب اكتبر 1917 روسيه، نيروهاي روس از ايران خارج شدند و انگليس برنامه ريزي خود براي پر كردن جاي اين نيروها را با بزرگ نمايي خطر آلمان‌ها و عثماني آغاز كرد و بدين ترتيب انگليسي‌ها از سال 1917 ايران را تحت اشغال خود درآوردند.
به گزارش مشرق، حكومت مركزي صرف نظر از معضلات سياسي، با بحرانهاي متعددي در ابعاد اقتصادي نيز مواجه بود و به دلايل گوناگون از جمله: دخالت بيگانگان، درگيريهاي سياسي جناحهاي حاكم، بي لياقتي و فساد جمعي از دولتمردان، فقر و محروميت توده ‏هاي مردم كه به طرز اعجاب‏ انگيري رو به گسترش بود، اوضاع نابسامان موجود را پيچيده‌تر كرده بود.

اجساد گرسنگان در گوشه و كنار كوچه و بازار هيزم وار بر روي هم انباشته شده بود
در همين زمان قحطي در ايران بيداد مي‌كرد و همه روزه كودكان، زنان و سالمندان بسياري را به كام مرگ مي‌كشاند. نيروهاي اشغالگر انگليس تمامي منابع و توليدات كشاورزي را براي گذران نياز نظاميان در جنگ خود، خريداري كرده و احتكار مي‌كردند. عجيب‌تر اينكه ارتش بريتانيا مانع از واردات مواد غذايي از بين النهرين و هند و حتي از آمريكا به ايران شد.
سربازان انگليسي علاوه بر اين بدليل عدم رعايت بهداشت موجب شيوع بيماري‌هايي نظير آنفولانزا و وبا در ايران شدند كه بدليل قحطي و عدم توانايي مردم براي مقاومت در برابر بيماري‌ها، مبتلايان جان خود را از دست مي‌دادند.
جعفر شهري نويسنده و شاهد اين قحطي بزرگ مي‌نويسد: "در همين قحطي نيز بود كه نيمي از جمعيت پايتخت از گرسنگي تلف شده، اجساد گرسنگان در گوشه و كنار كوچه و بازار هيزم‏ وار بر روي هم انباشته شده، كفن و دفن آنها ميسر نمي‏گرديد و قيمت گندم از خرواري 4 تومان به 400 تومان و جو از من 2 تومان به 200 تومان رسيده، هنوز دارندگان و محتكران آنها حاضر به فروش نمي‏شدند."
ميرزا خليل خان ثقفي - پزشك دربار - در خاطرات خود از اوضاع حاكم بر تهران مي‌گويد كه نشان دهنده عمق فاجعه در پايتخت است:
"از يكي از گذرگاه‌هاي تهران عبور مي‏كردم. به بازارچه‌اي رسيدم كه در آنجا دكان دمپخت‌پزي بود. رو به روي آن دكان، دو نفر زن پشت به ديوار ايستاده بودند. يكي از آنها پيرزني بود صغيرالجثه و ديگري زني جوان و بلندقامت. پيرزن كه صورتش باز بود و كاسه گليني در دست داشت، گريه‏ كنان گفت: اي آقا، به من و اين دختر بدبختم رحم كنيد؛ يك چارك از اين دمپخت خريده و به ما بدهيد، مدتي است كه هيچ كدام غذا نخورده‌ايم و نزديك است از گرسنگي هلاك شويم.
گفتم: قيمت يك چارك دمپخت چقدر است تا هر قدر پولش شد، بدهم خودتان بخريد. گفتند: نه آقا، شما بخريد و به ما بدهيد چون ما زن هستيم، فروشنده ممكن است دمپخت را كم كشيده و ما متضرر شويم. يك چارك دمپخت خريده و در كاسه آنها ريختم. همان جا مشغول خوردن شدند و به طوري سريع اين كار را انجام دادند كه من هنوز فكر خود را درباره وضع آنها تمام نكرده بودم، ديدم كه دمپخت را تمام كردند. گفتم: اگر سير نشده‌ايد يك چارك ديگر برايتان بخرم، گفتند: آري بخريد و مرحمت كنيد، خداوند به شما اجر خير بدهد و سايه‏ تان را از سر اهل و عيالتان كم نكند.

قحطي بزرگ در ايران مردم را به مردار خواري وا داشته بود

از آنجا گذشتم و رسيدم به گذرِ تقي خان. در گذر تقي خان يك دكان شيربرنج فروشي بود. در روي بساط يك مجموعه بزرگ شيربرنج بود كه تقريباَ ثلثي از آن فروخته شد و يك كاسه شيره با بشقابهاي خالي و چند عدد قاشق نيز در روي بساط گذاشته بودند. من از وسط كوچه رو به بالا حركت مي‏كردم و نزديك بود به دكان برسم كه ناگهان در طرف مقابلم چشمم به دختري افتاد كه در كنار ديواري ايستاده و چشم به من دوخته بود.
دفعتاَ نگاهش از سوي من برگشت و به بساط شيربرنج فروشي افتاد. آن دختر، شش، هفت سال بيشتر نداشت. لباسها و چادرش پاره پاره بود و چشمان و ابروانش سياه و با وصف آن اندام لاغر و چهره زرد كه تقريباَ به رنگ كاه درآمده بود بسيار خوشگل و زيبا بود. همين كه نگاهش به شيربرنج افتاد لرزشي بسيار شديد در تمام اندامش پديدار گشت و دستهاي خود را به حال التماس به جانب من و دكان شيربرنج فروشي كه هر دو در يك امتداد قرار گرفته بوديم دراز كرد و خواست اشاره ‏كنان چيزي بگويد اما قوت و طاقتش تمام شد و در حالي كه صداي نامفهومي شبيه به ناله از سينه ‏اش بيرون آمده، به روي زمين افتاد و ضعف كرد.
من فوراَ به صاحب دكان دستور دادم كه يك بشقاب شيربرنج كه رويش شيره هم ريخته بود آورده و چند قاشقي به آن دختر خورانديم. پس از اينكه اندكي حالش به جا آمد و توانست حرف بزند. گفت: ديگر نمي‏خورم، باقي اين شيربرنج را بدهيد ببرم براي مادرم تا او بخورد و مثل پدرم از گرسنگي نميرد.»

نيروهاي انگليس تمام محصولات كشاورزي را با قيمت بالا از كشاورزان مي‌خريدند و براي سربازان خود احتكار مي‌كردند
محمد قلي مجد در كتاب "قحطي بزرگ" خود مي‌نويسد: بر اثر چنين فاجعه عظيمي بود كه جامعه ايراني به شدت فروپاشيد و استعمار بريتانيا توانست به سادگي حكومت دست نشانده خود را در قالب كودتاي 1299 بر ايران تحميل كند. مجد چنين نتيجه ميگيرد: «هيچ ترديدي نيست كه انگليسيها از قحطي و نسل كشي به عنوان وسيله‌اي براي سلطه بر ايران استفاده ميكردند.

احمدشاه بزرگترين محتكر غلات در زمان قحطي بود

بدتر از هر مصيبت ديگر، مشاركت شاه و جمعي از حواريون او در احتكار مايحتاج عمومي است كه نشان از بي مايگي و بي اعتنايي به تنگدستي مردم به روزگار اشغال كشورش از سوي اجانب دارد. در اين برهه ميرزا حسن خان مستوفي‏ الممالك با جديت و تلاش فراوان، به رغم درگير شدن با عوامل آشكار و نهان انگليس و روس، با وضع برناميه‌اي درصدد نجات هموطنان خود از اين وضع آشفته، مقابله با محتكران و اتخاذ تدابيري براي خريد عادلانه ارزاق عمومي به ويژه گندم، برنج، جو و توزيع آن ميان هموطنان بود.

احمدشاه با وجود قحطي فراگير حاضر به توزيع گندم‌هاي انبار شده در ميان مردم نبود
يكي از محتكران عمده غلات، احمدشاه جوان بود كه تن به پيشنهاد خريد منصفانه رئيس‏ الوزراي خود نيز نمي‏داد و مقادير زيادي گندم و جو در انبارها ذخيره كرده بود. شاه قاجار در برابر پيشنهادهاي خريد صدراعظم خود اظهار مي‏داشت «جز به قيمت روز به صورت ديگر حاضر براي فروش نيستم».

در زمان قحطي نانوايان و خانه داران از جو و ساير غلات به جاي گندم استفاده مي‌كردند شاه قاجار گندم مورد نياز مردم براي پخت نان را جز به قيمت روز نمي‌فروخت
در زمان قحطي، شكل همه عوض شده و مردم ديگر به انسان شباهتي نداشتند. همه با چشماني گود افتاده چهار دست و پا مي‌خزيدند و علف و ريشه درختان را مي‌خوردند. هر چه از جاندار و بي جان در دسترس بود به غذاي مردم تبديل شده بود. سگ، گربه، كلاغ، موش، خر و...
داناهو افسر شناخته شده اطلاعات نظامي انگلستان و نماينده سياسي آن دولت در غرب ايران در سالهاي 1918 و 1919 درباره قحطي درغرب ايران اينگونه مي‌نويسد:
"اجساد چروكيده زنان و مردان، پشته شده و در معابر عمومي افتاده‌اند. در ميان انگشتان چروكيده آنان همچنان مشتي علف كه از كنار جاده كنده‌اند و يا ريشه‌هايي كه از مزارع در آورده‌اند به چشم مي‌خورد؛ با اين علفها مي‌خواستند رنج ناشي از قحطي و مرگ را تاب بياورند. در جايي ديگر، پابرهنه‌اي با چشمان گود افتاده كه ديگر شباهت چنداني به انسان نداشت، چهار دست و پا روي جاده جلوي خودرويي كه نزديك مي‌شد مي‌خزيد و در حالي كه ناي حرف زدن نداشت با اشاراتي براي لقمه ناني التماس مي‌كرد."

قحطي 1917؛ بزرگترين فاجعه تاريخ ايران

قحطي بزرگ ايران در سالهاي 1917 تا 1919 از حمله مغول در قرن سيزدهم ميلادي نيز بسيار عظيم‌تر بوده است.
از گزارش‌هاي مطبوعات آن زمان كاملا روشن است كه در تابستان 1917 ايران در آستانه قحطي قرار داشت و برداشت محصولات تنها وقفه‌اي كوتاه در آن ايجاد كرده بود. روزنامه ايران در 18 اوت 1917 چنين گزارش مي‌دهد: «بر اثر تلاش‌هاي دولت، هم‌اكنون مقدار قابل توجهي غله در حال ورود به شهر است و ديروز قيمت جو در هر خروار از 35 تومان به 30 تومان كاهش يافت». اما اين تسكيني گذرا بود. ايران در 21 سپتامبر 1917 مي‌نويسد: «نبود غله دارد در سراسر ايران قحطي به وجود مي‌آورد. تاثير كمبود غله بويژه در كاشان مشهود است و هيچ ترفندي نمي‌تواند اوضاع را بهتر كند، زيرا حمل غله از قم يا سلطان‌آباد به كاشان ممنوع است و مازاد غله اين مناطق به شهرهاي شمالي ارسال مي‌شود».

بدليل ممنوعيت ورود غله از قم و سلطان آباد به كاشان بسياري از مردم اين شهر گرسنگي كشته شدند
«جان لارنس كالدول» در گزارشي با عنوان «فقر و رنج در ايران» به تاريخ 4 اكتبر 1917 به تشريح قحطي فزاينده پرداخته و مي‌نويسد: «كمبود مواد غذايي، بويژه گندم و انواع نان، سراسر ايران بويژه مناطق شمالي و حاشيه‌اي و نيز تهران را چنان در برگرفته كه پيش‌ از آغاز زمستان، فقر و رنج وسيعي پديد آمده است. ترديدي نيست كه زمستان امسال مرگ و گرسنگي چند برابر خواهد شد... حتي در اين موقع از سال، قيمت ارزاق به بالاترين حد خود طي چندين سال گذشته رسيده و كمبود غله و ميوه‌جات حقيقتا هشداردهنده است».

گرسنگي فراگير در تمام نقاط ايران

مجد در كتاب خود با اشاره به تلگراف‌ها و مكتابات موجود و همچنين روزنامه‌هاي آن روز از فراگير شدن قحطي در تمام نقاط كشور اينگونه مي‌نويسد:
از ژانويه 1918، كارد به استخوان رسيد. در گزارش روزنامه رعد در يازدهم ژانويه 1918 چنين آمده است: «به گزارش نظميه، هفته گذشته 51 نفر بر اثر گرسنگي و سرما در خيابان‌هاي تهران جان باخته‌اند». در همين مقاله به اقدامات امدادي انجام گرفته براي مقابله با قحطي در تهران اشاره شده است: «تا پايان دسامبر، كميته مركزي صدقات اقدامات زير را براي فقراي شهر به انجام رسانده است: اختصاص باغ اعتماد حضور با اتاق‌هاي زياد و با اسباب و اثاثيه مورد نياز و گرمايش براي اقامت مستمندان، اختصاص باغ مجزايي براي زنان مستمند و كودكان، پناه دادن به يك‌هزار نفر ايجاد يك حمام براي آنها، تأمين البسه مورد نياز، تأمين جيره روزانه براي چاي، آش و برنج، معالجه بيماران، نگهداري از زنان باردار و تأمين شير نوزادان يتيم، تأسيس يك مريضخانه 30 تختخوابي، ايجاد كارخانه‌اي براي قاليبافي زنان و كودكان كه تاكنون 8 دستگاه دار قاليبافي در حال كار در آن مستقر شده است و تعيين معلمي براي تعليم علوم ديني به كودكان».
رعد در بيستم ژانويه درباره بيماري و گرسنگي مي‌نويسد: «در چند روز گذشته تعدادي بر اثر وبا در بارفروش و ديگر نقاط نزديك درياي خزر درگذشته‌اند».

اجساد قربانيان بيماري و گرسنگي در گوشه كنار شهرها و جاده‌ها ديده مي‌شد

رعد در 28 ژانويه درباره اوضاع قم مي‌نويسد: «اوضاع شهر قم از نظر مواد غذايي اسفبار است. طي هفته گذشته، بيش از 50 نفر بر اثر گرسنگي و سرما جان باخته‌اند و تعدادي از آنها هنوز دفن نشده‌اند. برخي از مردم براي غذايشان تنها خون گوسفند در دسترس دارند».
اين روزنامه در شماره 29 ژانويه درباره پيشنهاد گشايش نانوايي‌هاي دولتي در تهران مي‌نويسد: «دولت بنا دارد 20 دكان نانوايي براي فروش نان ارزان به فقرا باز كند و نانوايان ديگر هم مي‌توانند به هر قيمت كه بخواهند نان بفروشند». رعد در 5 فوريه 1918 درباره آمار مرگ و مير در خيابان‌هاي تهران مي‌نويسد: «حاكم تهران به وزارت داخله گزارش داده است، طي 20 روز گذشته تعداد مردگان بويژه به‌خاطر قحطي در تهران به 520 نفر رسيده است، يعني به‌طور متوسط در هر روز 36 نفر».
كالدول در تلگرافي به تاريخ 22 ژانويه 1918، چنين گزارش مي‌كند: «در شهر‌هاي گوناگون به امداد فوري نياز است. روزانه چندين مرگ گزارش مي‌شود. در ولاياتي كه دولت ايران قيمت‌هاي خاصي را تعيين كرده حجم محدودي از گندم، برنج و ديگر مواد غذايي را مي‌توان خريد.

زنان روزها در صف نانوايي منتظر دريافت نان بودند و نهايتا بسياري از آنها دست خالي و گرسنه باز ميگشتند

سخت‌ترين مشكل، تأمين امكانات دارويي و پزشكي است. واردات مواد غذايي اگر غيرممكن نباشد بسيار سخت است. قيمت‌ها گزافند، گندم هر بوشل 15 تا 20 دلار... مردم و مقامات مسؤول با هم همكاري مي‌كنند اما موضوع از توان آنها به تنهايي خارج است. سازمان‌هاي محلي ماهانه 20 هزار دلار در تهران هزينه مي‌كنند اما اين مقدار تنها نياز 10 درصد نيازمندان شهر را پاسخ مي‌دهد. در ديگر ولايات نيز شرايط به همين منوال است».
كالدول در اول فوريه 1918 اينگونه تلگراف مي‌زند: «مشكل قحطي كاهش نيافته است». كالدول در گزارش مطبوعاتي ديگري برخي اخبار قحطي را در اختيار مطبوعات قرار مي‌دهد. در 14 فوريه 1918، دكتر ساموئل جردن، رئيس كالج آمريكا در تلگرافي چنين مي‌نويسد: «تنها در تهران 40‌هزار بينوا وجود دارد. مردم، مردار حيوانات را مي‌خورند. زنان نوزادان خود را سر راه مي‌گذارند».

گزاش‌هاي وايت و ساوترد

در ماه آوريل 1918، فرانسيس وايت دبير سفارت آمريكا از بغداد به تهران سفر مي‌كند. كالدول مي‌نويسد: " مفتخرا به ضميمه، يادداشت دبير سفارت را كه حاوي اطلاعاتي است كه نامبرده طي سفر خود از بغداد به تهران گردآوري كرده و ممكن است مورد علاقه آن وزارتخانه قرار گيرد، ارسال مي‌كنم." وايت وضع گرسنگي را چنين تشريح مي‌كند:
در سرتاسر جاده‌ها كودكان لخت ديده مي‌شوند كه فقط پوست و استخوان اند. قطر ساقهايشان بيش از سه اينچ نيست و صورتشان مانند پيرمردان و پيرزنان هشتاد ساله تكيده و چروكيده است. همه جا كمبود ديده مي‌شود و مردم ناگزيرند علف و يونجه بخورند و حتي دانه‌ها را از سرگين سطح جاده جمع مي‌كنند تا نان درست كنند. در همدان چندين مورد ديده شد كه گوشت انسان مي‌خورند و ديدن صحنه درگيري كودكان و سگها بر سر جسد و يا بدست آوردن زباله‌هايي كه به خيابان‌ها ريخته مي‌شود عجيب نيست.

قحطي و وبا، بهار 1918

در بهار 1918، قحطي شدت گرفت. در اول مارس 1918، كالدول تلگراف زير را مخابره كرد: "كابينه به علت اوضاع سياسي و قحطي استعفا مي‌دهد." در شانزدهم مارس 1918، شولر دبير كميته امداد آمريكا در ايران به چارلز ويكري در نيويورك چنين تلگراف مي‌زند كه: "وضع نگران كننده اضطراري ادامه دارد. صدها نفر مرده‌اند. غذاي نزديك به بيست هزار نفر در تهران تامين شده اما كارهاي امدادي به مشهد، همدان، قزوين، كرمانشاه و سلطان آباد نيز تسري يافته است." در 17 آوريل كالدول تلگراف مي‌زند كه: "گرسنگي شدت گرفته و ناآرامي در شمال غرب ايران افزايش يافته است."

اين اوضاع اسفبار بهار 1918 در مروسله‌اي از سوي كالدول توصيف شده است. به رغم فعاليت‌هاي وسيع كميته امداد نجات و تغذيه بيش از هزاران گرسنه، كالدول مي‌گويد:
هزاران نفر كه كمك به آن‌ها ميسر نشد به علت گرسنگي و بيماري به ويژه در تهران، مشهد و همدان جان خود را از دست دادند. اطلاعات موثق حاكي از آن است كه فلاكت و گرسنگي چنان مهيب است كه صدها نفر از مردم از علف و حيوانات مرده تغذيه كرده‌اند و حتي گاه از گوشت انسان‌ها نيز خورده‌اند... فلاكت گسترده حتي بر شهرهاي كوچك و هزاران روستاي ايران حاكم بوده است.
اما دسترسي به اين اماكن به سبب فقدان تسهيلات حمل مواد غذايي به اين نواحي دور افتاده كوهستاني و متروك تقريبا غيرممكن است. به نظر مي‌رسد ايرانيان اصيل به ديدن مرگ درفجيع‌ترين شكل آن، يعني مرگ در اثر گرسنگي، عادت كرده‌اند. و حتي خارجيان اينجا تا حدودي به سبب مشاهده فلاكت فراگير در مقابل آن مقاوم شده‌اند.
يك شاهد عيني ايراني در خاطراتش شمار افرادي كه در سال نخست قحطي در تهران به علت گرسنگي جان خود را از دست دادند دست كم سي هزار نفر مي‌داند و مي‌گويد اجساد در كوچه‌ها و خيابانهاي پايتخت پراكنده بودند. به علاوه، در مرده شويخانه نيز اجساد روي هم انباشته شده و در گورهاي دسته جمعي دفن مي‌شدند. هر جا كه قحطي از بين مي‌رفت، وبا و تيفوئيد شروع مي‌شد.

چند تن از افسران بريتانيايي حاضر در ايران در زمان قحطي بزرگ

سرگرد داناهو در خاطرات خود مي‌گويد:
بريتانيايي‌ها در تأمين آذوقه مردم همدان هم بسيار ضعيف عمل كردند. به گفته داناهو: در اين زمان شمار مرگ و مير به علت گرسنگي افزايش يافته بود و نان كه تنها غذاي فقرا و وعده اصلي غذاي آنان به شمار مي‌آمد به شدت گران شده و به 14 قران در هر من رسيده بود. همدان به شهر وحشت تبديل شده بود.
نبود دولت مقتدر تشديد كننده احتكار و گراني
طي تابستان و پاييز 1918، به رغم محصول خوب، قحطي با همان شدت ادامه يافت. كالدول در تاريخ 22 ژوئن 1918، در مورد بهاي اقلام ضروري در فصل برداشت محصول چنين گزارش مي‌دهد: " گندم براي هر بوشل 12 – 15 دلار، جو هر بوشل 7 -9 دلار و برنج هر پوند 55 سنت... بود. از ديدگاه كالدول اين قيمتها حاكي از كمبود آذوقه و قحطي در فصل برداشت محصول ايران است.
كالدول سپس در صدد يافتن علل افزايش قيمت‌ها برمي‌آيد:
شرح موقعيت دوگانه طبقه فقير ايران كه در ميان انبوه محصول دچار گرسنگي بودند به اين توضيح نياز دارد. صرف نظر از ذخايري كه قشون خارجي در ايران خريداري كردند، محصول 1917 احتمالا براي تامين آذوقه جمعيت كشور كافي بود، اما به علت نبود دولت مقتدر و در حقيقت به دليل نبود هيچ دولتي، محصولات محدود گندم و جو را كه اقلام اصلي غذاي فقراست، انبار و احتكار كردند تا قيمت‌ها بشدت افزايش يافت.

بهبود اوضاع تهران در بهار 1919

رالف ايچ بادر كنسول آمريكا در گزارش هفتم اكتبر 1918 خود با اشاره به انتصاب لامبرت موليتور بلژيكي به سمت ناظر مواد غذايي در تهران و حومه مي‌گويد:
به وي اختيار تام داده‌اند تا به وضعيت غذايي رسيدگي كند. تلاش مي‌شود انبارهاي غله دولتي را پر كنند و همين منظور دستور داده‌اند نيمي از كل گندم وارد شده به تهران را به قيمت فعلي بازار به ناظر مواد غذايي تحويل دهند. تمام ولايات با سرعت تمام گندم خريداري مي‌شود و كشاورزاني كه محصول خود را به دولت نميفروشند، هر ماه 10 درصد گندم خود را غرامت مي‌دهند.

كاهش جمعيت ايران 1914 – 1919

مقايسه جمعيت ايران بين سال‌هاي 1914 و 1919 حاكي از آن است كه حدود ده ميليون نفر طي اين سال‌ها به علت قحطي و بيماري جان خود را از دست دادند. بر خلاف ادعاي برخي نويسندگان قبل از جنگ جهاني اول، كه جمعيت ايران را فقط ده ميليون نفر اعلام كرده‌اند، ادعايي كه برخي از نشريات انگليسي در دهه‌هاي 60 تا 70 تكرار كرده‌اند، جمعيت واقعي ايران دست كم نزديك به 20 ميليون نفر بوده است. و در سال 1919 اين رقم به 11 ميليون رسيد. چهارسال طول كشيده بود تا ايران به جمعيت سال 1914 رسيد و تا پيش از سال 1956 جمعيت ايران به اين رقم نرسيد. قحطي سال‌هاي 1917 – 1919 به يقين بزرگترين فاجعه تاريخ ايران و شايد فجيع‌ترين نسل كشي قرن بيستم بوده است.

ايران با وجود اعلام بي طرفي،نيمي از جمعيت خود را بر اثر جنگ جهاني اول از دست داد

جمعيت ايران در سال 1914

براي مقامات آمريكايي مقيم ايران در سال‌هاي پيش از جنگ جهاني اول، تلاش زيركانه روس‌ها و انگليس‌ها براي كم تخمين زدن و اندك جلوه دادن جمعيت ايران كاملا ملموس است. دبليو مورگان شوستر مدير كل آمريكايي ماليه ايران در خصوص جمعيت ايران در اوايل قرن بيستم چنين مي‌نويسد:
"درمورد جمعيت ايران به نحو عجيبي آمار نادرست ارائه مي‌دهند: آمار به اصطلاح سرشماري شصت سال پيش ظاهرا پايه ارقام پاييني است كه در برخي از كتابها ارائه مي‌شود و خارجيان آن را مي‌پسندند. درست است كه پس از آن هيچ سرشماري صورت نگرفته است اما اروپايياني كه با اوضاع آشنا هستند كل جمعيت را بين 13 تا 15 ميليون برآورد مي‌كنند. جمعيت تهران طي چهل سال گذشته از 100 هزار به 350 هزار نفر افزايش يافته است."
از بركت نتايج انتخابات تهران در پاييز 1917 نزديك به 75 هزار راي در تهران و روستاهاي اطراف جمع آوري شد. به گزارش روزنامه ايران دوازده نماينده منتخب بيش از 55 هزار رأي بدست آورده بودند. با در نظر گرفتن آنكه مردان 21 سال به بالا حق رأي داشتند و با در نظر گرفتن متوسط جمعيت براي هر خانواده در حدود شش نفر، جمعيت تهران و حومه در سال 1917 به راحتي مي‌توانست 500 هزار نفر باشد كه با اظهارات شوستر هماهنگي دارد. به علاوه برآورد شوستر از جمعيت ايران در حدود سال 1900 بالغ بر 13 تا 15 ميليون، با برآورد جمعيت 20 ميليوني در سال 1914 توسط راسل، همخواني دارد.
به عنوان مثال كشيش راسل طي گزارشي در خصوص مناسبات ايران و روس به تاريخ 11 مارس 1914 مي‌نويسد: ايران به بزرگي استراليا، آلمان و فرانسه با جمعيتي در حدود 20 ميليون نفر است. راسل در گزارش مورخ 14 ژوئن 1914 حجم عظيم آراء در انتخابات مجلس ايران را مورد بررسي قرار مي‌دهد و به "اهميت مبارزه انقلابي 20 ميليون آريايي در ايران اشاره مي‌كند."
در حالي كه در سال 1917 جمعيت تهران براساس آراء انتخابات دست كم 400 تا 500 هزار نفر بود، در سال 1924 رابرت دبليو ايمبري نايب كنسول آمريكا جمعيت تهران را 150 تا 200 هزار نفر برآورد كرد..

بازيابي جمعيت پس از 40 سال

پس از اين قحطي چهل سال طول كشيد تا ايران به جمعيت 1914 خود بازگردد. چارلز سي هارت سفير آمريكا جمعيت ايران در سال 1930 را 13 ميليون نفر تخمين زده است. در سرشماري سال 1956 بود كه جمعيت ايران به بيش از 20 ميليون نفر رسيد.
قحطي در ايران در سالهاي 1917 تا 1919 يكي از بزرگترين قحطي‌هاي تاريخ بود و بدون ترديد بزرگترين فاجعه‌اي است كه ايران به آن مبتلا شد. تنها نكته بسيار روشن در اين فاجعه، قرباني شدن ايران "بيطرف" در جنگ جهاني بود. هيچ يك از طرف‌هاي متخاصم خواه به صورت نسبي و خواه مطلق، تلفاتي با اين وسعت متحمل نشدند. فاجعه‌اي كه منجر به فروپاشي جامعه ايراني، تثبيت تسلط استعمار بريتانيا بر ايران، تشكيل حكومت‌هاي وابسته به بريتانيا و كودتا عليه دولت‌هاي منتخب مردمي شد.

منابع و مآخذ:
كتاب "قحطي بزرگ" نوشته دكتر محمد علي مجد / ترجمه محمد كريمي
The Great Famine and Genocide in Persia 1917 -1919
منبع: جهان نیوز به نقل از مشرق؛ 
 
+ نوشته شده در  شنبه بیستم اردیبهشت 1393ساعت 15:51  توسط داود  | 

" آنکه شنيد ، آنکه نشنيد......"

" آنکه شنيد ، آنکه نشنيد......"

مردي متوجه شد که گوش همسرش سنگين شده و شنوايي اش کم شده است...

به نظرش رسيد که همسرش بايد سمعک بگذارد ولي نمي دانست اين موضوع را چگونه با او درميان بگذارد. به اين خاطر، نزد دکتر خانوادگي شان رفت و مشکل را با او درميان گذاشت.

 دکتر گفت: براي اينکه بتواني دقيقتر به من بگويي که ميزان ناشنوايي همسرت چقدر است، آزمايش ساده اي وجود دارد.

 اين کار را انجام بده و جوابش را به من بگو: ابتدا در فاصله 4 متري او بايست و با صداي معمولي ، مطلبي را به او بگو. اگر نشنيد، همين کار را در فاصله 3 متري تکرار کن. بعد در 2 متري و به همين ترتيب تا بالاخره جواب بدهد.

آن شب همسر آن مرد در آشپزخانه سرگرم تهيه شام بود و خود او در اتاق پذيرايي نشسته بود. مرد به خودش گفت: الان فاصله ما حدود 4 متر است. بگذار امتحان کنم.

 سپس با صداي معمولي از همسرش پرسيد "عزيزم، شام چي داريم؟"

جوابي نشنيد بعد بلند شد و يک متر به جلوتر به سمت آشپزخانه رفت و همان سوال را دوباره پرسيد و باز هم جوابي نشنيد. بازهم جلوتر رفت و به درب آشپزخانه رسيد. سوالش را تکرار کرد و بازهم جوابي نشنيد. اين بار جلوتر رفت و درست از پشت همسرش گفت: " عزيزم شام چي داريم؟"

 و اين بار همسرش گفت:"مگه کري؟! براي چهارمين بار ميگم؛ خوراک مرغ!!"


حقيقت به همين سادگي و صراحت است.

 مشکل ، ممکن است آن طور که ما هميشه فکر ميکنيم، در ديگران نباشد؛ شايد در خودمان باشد......

 

حتي : جور ديگر بايد شنيد.....گوشها را هم بايد شست!!


+ نوشته شده در  شنبه بیستم اردیبهشت 1393ساعت 15:46  توسط داود  | 

"جذابيت انساني"

"جذابيت انساني"

دختر دانش آموزي صورتي زشت داشت . دندان هايي نامتناسب با گونه هايش ، موهاي کم پشت و رنگ چهره اي تيره . روز اولي که به مدرسه جديدي آمد ، هيچ دختري حاضر نبود کنار او بنشيند . نقطه مقابل او دختر زيبارو و پولداري بود که مورد توجه همه قرار داشت . او در همان روز اول مقابل تازه وارد ايستاد و از او پرسيد :
ميدوني زشت ترين دختر اين کلاسي ؟ ‘يک دفعه کلاس از خنده ترکيد …بعضي ها هم اغراق آميزتر مي خنديدند . اما تازه وارد با نگاهي مملو ازمهرباني و عشق در جوابش جمله اي گفت که موجب شد در همان روز اول، احترام ويژه اي در ميان همه و از جمله من پيدا کند :
‘ 
اما بر عکس من ، تو بسيار زيبا و جذاب هستي . ‘او با همين يک جمله نشان داد که قابل اطمينان ترين فردي است که مي توان به او اعتماد کرد و لذا کار به جايي رسيد که براي اردوي آخر هفته همه مي خواستند با او هم گروه باشند .او براي هر کسي نام مناسبي انتخاب کرده بود . به يکي مي گفت چشم عسلي و به يکي ابرو کماني و … . به يکي از دبيران ، لقب خوش اخلاق ترين معلم دنيا و به مستخدم مدرسه هم محبوب ترين ياور دانش آموزان را داده بود . آري ويژگي برجسته او در تعريف و تمجيد هايش از ديگران بود که واقعاً به حرف هايش ايمان داشت و دقيقاً به جنبه هاي مثبت فرد اشاره مي کرد . مثلاً به من مي گفت بزرگترين نويسنده دنيا و به خواهرم مي گفت بهترين آشپز دنيا ! و حق هم داشت . آشپزي خواهرم حرف نداشت و من از اين تعجب کرده بودم که او توي هفته اول چگونه اين را فهميده بود .
سالها بعد وقتي او به عنوان شهردار شهر کوچک ما انتخاب شده بود به ديدنش رفتم و بدون توجه به صورت ظاهري اش احساس کردم شديداً به او علاقه مندم .
پنج سال  پيش وقتي براي خواستگاري اش رفتم ، دليل علاقه ام را جذابيت سحر آميزش مي دانستم و او با همان سادگي و وقار هميشگي اش گفت :
براي ديدن جذابيت يک چيز ، بايد قبل از آن جذاب بود ! ‘در حال حاضر من از او يک دختر سه ساله دارم . دخترم بسيار زيبا ست و همه از زيبايي صورتش در حيرتند .روزي مادرم از همسرم سؤال کرد که راز زيبايي دخترمان در چيست ؟
همسرم جواب داد :
من زيبايي چهره دخترم را مديون خانواده پدري او هستم . ‘و مادرم روز بعد نيمي از دارايي خانواده را به ما بخشيد .

 

جور ديگر بايد ديد.....چشمها را بايد شست!!

+ نوشته شده در  شنبه بیستم اردیبهشت 1393ساعت 15:40  توسط داود  | 

بهار


بهار
لطف خدای آمده، فصل بهاران شده
دامنه ی کوه و دشت، همچو گلستان شده
بر سر هر شاخه ای، گلبنی از لطف او
چادر زیبای گل، بر سر بستان شده
قاصدک خوش خبر، داده خبر از بهار
مژده ی شور و شعف، بر همه مستان شده
بوی شمیم بهار، مست نموده غزال
بیشتر از مستی، باده پرستان شده
شاپرک هفت رنگ، مخمل بالش گشود
طوطی شیرین سخن، برشکرستان شده
داود خوش باور
+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم اردیبهشت 1393ساعت 23:40  توسط داود  | 

مطالب قدیمی‌تر